امروز جمعه 1 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2531 بار
عنوان : تعادل گرمايي

تعادل گرمایی: دو جسم هنگامی در تعادل گرمایی هستند، ‌که اگر کنار هم قرار گیرند، ‌دمای آنها تغییر نکند، ‌بنابراین اجسامی که در تعادل گرمایی هستند،‌ دمای یکسانی دارد.

نکته:

دمای یک جسم متناظر است با انرژی جنبشی متوسط مولكول‌ها و شرط انتقال گرما از جسم دو به جسم یک،‌ بالاتر بودن دمای جسم (2)‌نسبت به دمای جسم (1) مي‌باشد. رابطه گرما:

تغییر دما بر حسب سیلسیوس

C گرمای ویژه بر حسب

m جرم جسم بر حسب kg

Q: گرما بر حسب ژول j

رابطه مقایسه ای:

در روابط بالا یکاهای یکسان مي‌باشند.

نكات تستي مرتبط
ثابت تعادل (4476) : ثابت تعادل : در واکنش های تعادلی می توان هر یک از واکنش های رفت و برگشت را به صورت یک واکنش...
عوامل موثر بر تعادل 1 (3332) : اصل لوشاتلیه بر طبق اصل لوشاتلیه چنان چه عاملی موجب بر هم زدن حالت تعادلی یک سامانه شود سام...
مفاهيم اوليه (4192) : فرآیندهای برگشت پذیر , برگشت ناپذیر : در شیمی (3) خواندیم که در پیشرفت یک واکنش دو عامل انر...
مسايل تعادل (7907) : مسائل تعادل محاسبه ثابت تعادل با استفاده از غلظت هاي لحظه تعادل در محاسبه ثا...
ظرفيت گرمايي (ويژه و مولي) (2919) : ظرفيت گرمايي مقداري انرژي است كه دماي جسم را يك درجه‌ي سلسيوس بالا مي‌برد كه از رابطه زير محاسبه...
تعادل گرمايي بدون تغيير حالت (2521) : تعادل گرمایی بدون تغییر حالت: اگر دو جسم یا بیش تر با دماهای متفاوت با هم تماس دهيم و حالت آنها ...
تعادل يخ و اجسام (2426) : تعادل يخ و اجسام در دماي صفر درجه‌ي سلسيوس: اگر جسم داغي را مانند فلز روي يخ بزرگي ...
تعادل هاردي - واينبرگ (2854) : در بسیاری از جمعيت ها دو الل هر ژن با توجه به نسبت الل مغلوب خالص محاسبه مي شود ؛ چون ژنوتيپ ...
حرکت نوسانی (3255) : حرکت هماهنگ ساده : يک حرکت نوساني را هماهنگ ساده مي‌ناميم.؛ وقتي مسير رفت و برگشت متحرک روي يک پ...
نوسان فنر (3754) : نوسان فنر : اگر فنر را از حالت تعادل خارج کنیم ، شروع به نوسان می کند . رابطه بسامد زاویه ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

صفت ( نـَعـْت)
صفت (نَعْت) صفت يا نعت لفظي است که چگونگي اسم پيش از خود را بيان مي کند اسمي که صفت درباره آن توضيحي مي دهد «موصوف» ناميده مي شود. «انواع صفت» 1) مفرد: منظور از «مفرد»‌اسمي است صفت ا

مفعول به ( 2 )
«مفعول به» مفعول به اسم منصوبی است که کار بر آن واقع می شود و معنای جمله را تمام می کند مانند: «علیاً» در این جمله:‌ نَصرتُ علیاً (علی را یاری کردم) در این مثال «علیّاً» اسم منصوبی ا

اعلال و اقسام آن
«اعلال»‌ : تغییراتی که در فعل معتل برای سهولت تلفظ صورت می گیرد را اعلال می گویند. اقسام اعلال: 1) اعلال به قلب : هرگاه حرف عله به حرف عله دیگر یا به حرف (الف) تبدیل شود به آن «اعل

اجوف
فعل اجوف: فعلي است که دومين حرف اصلي آن عله باشد. - ماضي اجوف: در ماضي أجوف از صيغه ي اول تا پنجم حرف عله به الف تبديل مي شود (اعلال به قلب) و از صيغه ي ششم تا آخر، حرف عله حذف مي شود (اعل

فعل معتل ناقص
هرگاه يک فعل معتل ناقص در فعل‌هاي ثلاثي مزيد قرار گيرد در برخي باب‌هاي اتفاقاتي بر سر فعل يا مصدر آن‌ها روي مي‌دهد. در مصدر باب «مفاعلة» حرف عله به حرف «الف» تبديل مي‌شود.

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد