امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 5738 بار
عنوان : نيروهاي بين مولكولي

قطبیت مولکولها

شرط اساسی قطبی بودن یک مولکول این است که مراکز بارهای مثبت و منفی بر یکدیگر منطبق نشوند، مثلاً در مولکول مرکز بارهای مثبت و منفی بر یکدیگر منطبق بوده است و این مولکول ناقطبی است.

ولی در مولکول مرکز بارهای مثبت و منفی بر یکدیگر منطبق نیست پس این دو مولکول قطبی است.

در زیر نکاتی برای تشخیص قطبی یا ناقطبی بودن مولکول ها ذکر شده است.

1- هر دو مولکول دو اتمی با دو اتم یکسان ناقطبی است

2- هر دو مولکول دو اتمی با دو اتم غیر یکسان قطبی است

3- اگر اتم های متصل به اتم مرکزی همه از یک جنس نباشند مولکول قطبی است.

4- اگر اتم های متصل به اتم مرکزی همه از یک جنس باشند مولکول یا قطبی است یا ناقطبی. در این حالت وجود جفت الکترون های ناپیوندی بسیار اهمیت دارد زیرا معمولاً وجود این الکترون ها مانع از انطباق مراکز بارهای مثبت و منفی بر یک دیگر شده و در نتیجه موجب قطبی شدن مولکول می شود.

نیروهای بین مولکولی

به مجموع نیروهایی که باعث می شوند ترکیب های مولکولی به حالت مایع یا جامد در آیند نیروهای جاذبه ی بین مولکولی می گویند. این نیروها از پیوند کووالانسی ضعیف تر می باشند زیرا این نیروهای جاذبه محدود به جاذبه ی کما بیش ضعیفی است که میان قطب های ناهم نام مولکول های مجاور هم پدید می آید و هیچ مبادله یا اشتراک الکترون صورت نمی گیرد.

برای این که ماده ی جامدی از ترکیب های مولکولی ذوب شود یا مایع از این گونه مواد به جوش آید باید بر این نیروهای بین مولکولی غلبه کنیم. بنابراین هر اندازه این نیروها قوی تر باشد نقطه ی جوش یا ذوب ماده ی مورد نظر بیش تر خواهد بود.

نیروهای بین مولکولی عبارتند از:

  1. نیروی دو قطبی – دو قطبی
  2. نیروی لاندون
  3. پیوندی هیدروژنی

نیروی دو قطبی – دو قطبی

اگر مولکولی قطبی باشد و دارای سر مثبت و سر منفی باشد بین سر مثبت هر دو مولکول و سر منفی مولکول مجاور آن یک نیروی جاذبه ی الکترواستاتیک برقرار می شود که به آن نیروی دو قطبی می گویند.

هر چه مولکولی قطبی تر باشد و اندازه ی بزرگتری داشته باشد. (به دلیل قطبش پذیری بیشتر آن) نیروی جاذبه ی دو قطبی در آن قوی تر است.

نیروی لاندون

گاه مولکول ها ناقطبی هستند. اما این مولکول های ناقطبی را نیز می توان به صورت جامد یا مایع مثل یخ خشک که همان جامد است در آورد این امر نشان دهنده ی وجود نوعی نیروهای جاذبه ی بین مولکولی می باشد. این نیروهای جاذبه نیروهای لاندون نامیده می شوند که در اثر قطبی شدن لحظه ی مولکول ها به وجود می آیند.

از آنجا که قطبش پذیری مولکول های بزرگ راحت تر از مولکول های کوچک است نیروی لاندون بین مولکول های بزرگ تر قویتر است.

پیوند هیدروژنی

ویژگی های برجسته ی آب مثل نقطه ی ذوب و جوش نسبتاً بالا، ظرفیت گرمایی و گرمای نهان تبخیر زیاد و کشش سطحی زیاد مربوط به وجود نیروی جاذبه ی نسبتاً قوی میان مولکول های به نام پیوند هیدروژنی است. البته واژه ی پیوند شاید گمراه کننده باشد چون هیچ نوع مبادله و یا اشتراک الکترون بین مولکول ها انجام نمی شود و این واژه تنها بیان کننده قدرت زیاد این نیرو نسبت به نیروهای دو قطبی و لاندون می باشد.

پیوند هیدروژنی در مولکول هایی به وجود می آید که هیدروژن به یکی از اتم های N , O , F (کوچکترین و الکترونگاتیو ترین اتمها) متصل باشد.

هنگامی که H یعنی کوچکترین اتم شناخته شده به فلوئور، اکسیژن یا نیتروژن متصل شود پیوندی بسیار قطبی به وجود می آید که مقدار بارهای جزئی دو اتم درگیر در این پیوند به ویژه اتم کوچک هیدروژن بسیار چشم گیر خواهد بود.

همان طور که می دانید هر اندازه مقدار بارهای الکتریکی نا همنام بیشتر باشد نیروی جاذبه ی بین آنها نیز قوی تر خواهد بود. از این رو یک جاذبه ی دو قطبی – دو قطبی بسیار قوی میان مولکول های دارای این گونه پیوند ها به وجود می آید که به خاطر استحکام بیش از اندازه ی ان پیوند هیدروژنی نامیده می شود.

شکل زیر روند تغییر نقطه ی جوش ترکیب های هیدروژن دار گروه های 14 تا 17 را نشان می دهد دقت کنید که و HF پیوند هیدروژنی تشکیل می دهند.

پیوندی هیدروژنی در HF نسبت به و در نسبت به قویتر است. زیرا هر چه اختلاف الکترو نگاتیوی عنصر با هیدروژن بیشتر باشد قطبیت پیوند نیز بیشتر شده لذا پیوند هیدروژنی ناشی از آن قوی تر می شود.

نکته: با این که پیوند هیدروژنی از پیوند هیدروژنی HF ضعیف تر است اما نقطه ی جوش از نقطه ی جوش HF بالاتر است، زیرا در اطراف هر مولکول حداکثر 4 پیوند هیدروژنی تشکیل می شود در حالی که در اطراف هر مولکول HF تنها دو پیوند هیدروژنی تشکیل می شود.

جامدهای کووالانسی

جامدهای کووالانسی جامدهایی هستند که در ساختمان آنها کليه‌ی اتم ها با پیوند کووالانسی به یکدیگر متصل شده اند و یک شبکه ی غول آسا را پدید آورده اند.

این جامدها عبارتند از:

نكات تستي مرتبط
آنتروپي و پيش بيني يك واكنش 1 (4900) : آنتروپي و تغيير آنتروپي مقدار بي نظمي ذره هاي يک سيستم را آنتروپي (S) يا بي نظمي ذره اي مي ...
انحلال مولكولي و يوني (5863) : انحلال مولكولي و يوني انحلال مواد به دو صورت ممكن است انجام پذيرد : الف ) انحلال مول...
نمايش مولكولي (3292) : ساختار لوویس ساختار لوویس نوعی فرمول ساختاری است که ترتیب وصل شدن اتم ها، جفت الکترون های پ...
يافتن زاويه بين يك منحني (2799) : يافتن زايه بين يك منحني و محور xها: مطابق شكل(1) منحني را با محور xها قطع داده، در نقطه ...
رابطه بين ريشه ها (3203) : در معادله ی درجه دوم ، اگر بخواهیم معادله ی درجه دوم دیگری تشکیل دهیم که: الف ) ریشه ها...
بردارها- ضرب داخلي بردارها- زاويه بين دو بردار (3222) : در حالت کلی برای بدست آوردن زاویه‌ي بین دوبردار از فرمول زیر استفاده مي‌کنیم. b,a دو بردار ...
دوربين و نزديك بين (2369) : دوربیني: شخصی دوربین، اجسام دور را واضح می بیند، اما چون تصویر اجسام نزدیک پشت شبکیه تشكيل می شو...
عدد و طول فاصله در موسيقي (2817) : در الگوي بالا فواصل را در موسيقي مورد بررسي قرار داديم و گفتيم که اين الگوي ثابت مي‌باشد و هميشه...
نيوتون (4304) : ديناميک قوانين نيوتون 1- ا...
استوكيومتري (4420) : استوكيومتري: استوكيومتري بخشي از شيمي است كه با نسبت مقدار عنصرها در تركيب ها و نيز ارتباط...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد