امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3378 بار
عنوان : تعريف مشتق

تعريف مشتق:

به طور كلي مي‌توان گفت كه مشتق براي تعيين آهنگ تغييرات پديده‌هاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. فرض مي‌كنيم تابع f بر روي بازه باز حول يك نقطه تعريف شده باشد، اگر موجود باشد آن را مشتق تابع f در ناميده و آن را با نشان مي‌دهيم، در اين صورت f در مشتق‌پذير ناميده مي‌شود.

از آنجا كه حل مشتق توابع از راه تعريف مشكل است بيشتر از فرمول‌هاي كمكي براي بدست آوردن مشتق توابع استفاده مي‌شود. برخي از اين فرمول‌ها بدين قرارند:

نكات تستي مرتبط
مشتق مراتب بالاتر (3175) : اگر تابع f روی بازه باز I مشتق پذیر باشد یعنی آنگاه تابع خود ممکن است در نقطه ای مثل a ,...
آزمون هاي مشتق (3683) : اگر تابع f در بازه‌ي I داده شده باشد و مي‌گوييم تابع f در داراي يك ماكسيمم نسبي است هر...
جامد، مصدر و انواع مشتقات (3156) : جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.» ...
شرايط مشتق پذيري درتابع (3266) : برای این که تابع f در مشتق پذیر باشد می بایست: تذکر: برای بررسی مشتق پذیری توابع...
توابع تقعر (2548) : مشتق تابع f است كه صعود و نزول تابع را از آن متوجه مي‌شويم. مشتق دوم تابع f است كه جهت ت...
آزمون مشتق اول و دوم (3069) : آزمون مشتق اول : اگر تابع f در x = c نقطه بحرانی داشته و پیوسته باشد آنگاه تابع f در x =...
شرط لازم برای مشتق پذیری (2794) : قضیه : اگر تابع f در نقطه a مشتق پذیر باشد آنگاه در a پیوسته است , عکس این قضیه صادق نیست. ...
تعريف رياضي حدها (3183) :
تعريف:مجموعه (2823) : تعریف : مجموعه را از بالا کران دار گویند هر گاه وجود داشته باشد که به ازای هر دراین حا...
تعريف دوره تناوب (2603) : تعریف دوره تناوب به این صورت است که : آنگاه T را کوچکترین عدد مثبتی در نظر می گ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد