امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3524 بار
عنوان : اسم معرفه و نكره

اسم نكره:‌اسمي است كه در آخر آن تنوين باشد. علامت و نشانه هاي معرفه بودن را نداشته باشد و جزء معارف ششگانه نيز نباشد.

اسم معرفه: اسمي است كه علامات و نشانه هاي معرفه را داشته باشد ويا جزء معارف شش گانه باشد.

انواع معارف: 1- ضمير 2- اسم اشاره 3- اسم موصول 4- اسامي عَلَم يا خاص 5- اسم معرف "ال" 6- معرف به اضافه.

1- ضمير:

ضمير به كلماتي گفته مي شود كه جانشين اسم مي شوند،‌مثل : هُوَ ،‌ أنت ،‌أنا .... ضماير بر چهار قسم تقسيم مي شوند: 1- ضمير منفصل مرفوع 2- ضمير منفصل منصوب 3- ضمير متصل مرفوع 4- ضمير متصل منصوب و مجرور.

ضمير منفصل مرفوع: به ضميرهايي گويند كه جدا و منفصل از كلمات ديگر و به صورت مستقل به كار برده مي شوند، اين ضماير جانشين فاعل و مبتدا مي شوند و چون فاعل و مبتدا در زبان عربي مرفوع هستند به آنها ضماير منفصل مرفوع گويند و عبارتند از :

ضمير منفصل منصوب: اين ضماير جانشين مفعول به ،‌مفعول صريح يا بي واسطه قرار مي گيرند و چون مفعول فيه در عربي منصوب است،‌آنها را ضماير منفصل منصوب خوانده اند:

ضماير متصل: ضمايري هستند كه به فعل يا اسم يا حرف متصل مي شوند. ضماير متصل بر دو قسم هستند:

1- ضماير متصل به فعل يا ضمير مرفوع: اين ضماير همراه فعل معلوم يا مجهول مي آيند و نقش فاعل يا نائب فاعل دارند، اين ضماير به افعال ماضي، مضارع و امر متصل هستند:

نكته: به ضمايري كه به فعل متصل هستند، ضماير بارز مي گويند امّا افعالي كه ضمير بارز ندارند، فاعل آنها ضميرمستتر مي باشد، در صيغه ي «1» كَتَبَ و يَكتُبُ (ضمير مستتر هُوَ فاعل است)، در صيغه ي «4» كَتَبَتْ و تَكْتُبُ (فاعل ضمير مستتر هي) است، در صيغه ي «7» فعل مضارع (تَكتُبُ) (أنتَ ضمير مستتر وفاعل است) در صيغه هاي (13 و 14 فعل مضارع) أكتُبُ و نَكتُبُ نيز به ترتيب «أنا و نحن» ضمير مستتر و فاعل هستند.

نكته: هنگام اضافه شدن ضمير متصل «ي» به فعل قبل آن نون وقاية به فعل اضافه شود.

نكته: هرگاه ضمير متصل، به جمع مذكر سالم و اسم مثني اضافه شود نون تثنيه و جمع مي شود: عيناكَ ، طالبوكُما

2- اسم اشاره: اسمهائي كه از آنها براي اشاره به دور و نزديك استفاده مي شود:

براي اشاره به مكان دور هناكَ و هنالكَ و ثَمَّ (آنجا) و براي اشاره به مكان نزديك از هُنا (اينجا) استفاده مي كنيم.

3- اسم موصول:‌اسمي است كه معني آن كامل نمي شود مگر با جمله اي كه بعد از آن مي آيد و صله نام دارد و معادل كسي كه و چيزي كه فارسي است. مثل: اشتريْتُ كتاب الذي رأيتُهُ في السوق. «خريدم كتابي را كه ديدم آنرا در بازار» همانطور كه از معني جمله فهميده مي شود معني جمله با جمله ي بعد از الذيْ تكميل شده است.

اقسام موصول:

الف) موصول مختصّ : كه هميشه به صورت موصول به كار مي رود و داراي صيغه هاي مفرد، مثني و جمع است و به مؤنث و مذكر تقسيم مي شود.

ب) موصول مشترك: كه گاه موصول ، گاه اسم استفهام و گاه اسم شرط هستند و در مفرد، مثني و جمع و مذكر و مؤنث يكسان هستند. و عبارتند از " مَن " كه براي شخص يا اشخاص مي آيد و "ما" كه براي چيز يا چيزها آورده مي شود.

4- اسم عَلَم يا اسامي خاص: اسمي است كه فرد معيّن يا شناخته شده اي را مي رساند. مثل: محمد ،‌علي ، مريم ....

اسم عَلَم در مقابل اسم جنس به كار مي رود كه براي افراد يك جنس بكار مي رود، مثل : انسان، بَلد ، طاير...

نكته :‌اسم عَلَم ، معرفه است هر چند تنوين داشته باشد، مثل: محمدٌ ، عليٌ ...

عَلَم بر سه گونه است: الف)‌اسم و نام فرد بخصوص : علي ،‌محمد ، مريم.... ب) لقب فرد كه همراه با معني مدح و ذّم مي باشد: شيخ الرئيس،‌ حمالة الحطب.... ح) كنيه ي فرد كه همراه أب و أم مي آيد: ابوالقاسم ، أم سلمة....

5- معرفة به "ال" : براي اين كه يك اسم نكره ، به صورت معرفه در آيد، "ال" را به آن اضافه مي كنيم، از اين رو اين "ال" را الف و لام تعريف مي ناميم. مثلاً : رَجُلٌ ، كتابُ ، شَجرةٌ .... با "ال" معرفه مي شوند. الرجُلُ ،‌الكتابُ ، الشجرةُ ... و "معرفه به ال" مي شوند.

نكته : وقتي "ال" بر سر يك اسم مي آيد تنوين در آن از ميان مي رود. نارٌ ،‌ النارُ

6- معرف به اضافه: هرگاه اسم نكره اي به اسم معرفه اضافه شود، معرفه مي گردد و در اصطلاح به آن معرف به اضاه مي گويند. مثل: كتابٌ نكره است ،‌ امّا وقتي كه ضمير " هُ " به آن اضافه شود معرّف به اضافه مي شود:‌كتابُهُ.

نكته : اسمهايي كه معرف به اضافه مي شوند مضاف هستند و مضاف " ال و تنوين " نمي گيرد. مثلاً :رسول ٍ وقتي رسول ِ الله مي شود تنوين خود را از دست مي دهد و ال هم نمي گيرد.

نكات تستي مرتبط
معرفه و نكره (2193) : معرفه و نکره: اسم معرفه: اسمي که بر فرد يا شيء معين و شناخته شده اشاره دارد: مانند: قرآن، ا...
جامد و مشتق (3411) : جامد و مشتق شناخت اسم از لحاظ (جامد و مشتق بودن) از بحث‌های مهم، در تجزیه و ترکیب می‌باش...
اقسام مشتق (4081) : اقسام مشتق: 1)اسم فاعل: به انجام دهنده ی کار گفته می شود مانند: کاتب و ضارب... اسم فاعل از ...
جمله واره پيرو اسمي (4063) : جمله واره پیرو اسمی: تعریف: یک " جمله واره" عبارتست از گروهی از لغات مرتبط که شامل یک فاع...
اسماء خمسه (2684) : اسماء خمسه عبارتند از اب، اخ، فم، حم، ذو (ذا- ذي) اگر اسماء خمسه مضاف نباشند اعرابشان اصلي...
لاي نفي جنس ( 3 ) (2184) : «لاي» نفي جنس «لاي» نفي جنس براي نفي مطلق به كار مي‌رود و معادل «هيچِ» تأكيدي در زبان فارسي...
تجزيه و تركيب (4094) : تجزيه و تركيب : با توجه به اين كه تجزيه و تركيب در واقع كل قواعد آموخته شده مي‌باشد و اكثر ...
شناخت اسم معرفه و نكره (2328) : نكره: اسمي است كه براي مخاطب و شنونده، آشنا نباشد. مثلاً در جمله‌ي «قرأتُ كتاباً» (كتابي ...
جامد، مصدر و انواع مشتقات (3154) : جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.» ...
كاربرد اسم به عنوان صفت (2581) : کاربرد اسم به عنوان صفت: گاهي اوقات مي‌توان از يک اسم به عنوان صفت براي توصيف اسم ديگري است...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد