| تعداد بازديد تا كنون: 2578 بار |
| عنوان : ادراكات اعتباري |
حکمای اسلامی تقسیم ارسطویی را درباره ی همه ی انواع علوم عقلی پذیرفته اند و حکمت و فلسفه را در حالت کلی دو قسم می دانند: 1- حکمت نظری 2- حکمت علمی. | فلسفه ی نظری دانشی است که درباره ی اشیا، آن چنان که هستند ، بحث می کند و فلسفه ی عملی دانشی است که درباره ی افعال انسان، آن چنان که شایسته است باشد، بحث می کند. فلسفه ی نظری خود بر سه قسم است: | 1- الهیات یا فلسفه ی عُلیا یا فلسفه ی که خود شامل دو بخش است : امور عامه که بحث از موجود است از حیث موجود بودن و دیگر الهیات بالمعنی الاخص است. | 2- ریاضیات یا فلسفه ی وسطا که خود شامل چهار بخش است و هر بخش علمی جداگانه محسوب می شود: حساب، هندسه، هیئت، موسیقی. | 3- طبیعیات یا فلسفه ی سُفلا که خود اقسام زیادی دارد.
| فلسفه ي عملي نيز به نوبه ي خود داراي سه قسم است:
| 1- علم اخلاق
| 2-علم تدبير منزل
| 3- علم سیاست مُدُن .
| پس حکمت نظری شامل همه ی علومی است که از واقعیت اشیا و به عبارت دیگر از «هست ها» سخن می گویند؛ در حالی که حکمت عملی به انسان محدود می شود و بحث آن مربوط به «باید ها» است. | بدین ترتیب، حکما حکمت نظری را حاصل عقل نظری و حکمت عملی را حاصل عقل عملی می دانستند ؛ یعنی، برای عقل دو قوه قائل بودند: یکی قوه ی نظری که نفس با این قوه می خواهد عالم خارج از خود را کشف کند و دیگر قوه ی عملی که نفس به کمک آن زندگی فردی و اجتماعی خویش را تدبیر می کند. در میان حکما شاید بیش از همه شیخ الرئیس در این زمینه بحث کرده و اقسام حکمت نظری و عملی را توضیح داده باشد. | علی رغم همه ی این بحث ها باز هم درباره ی قوه ی عقل عملی ابهامی وجود دارد؛ این که آیا واقعاً نفس آدمی دارای دو قوه ی عقلانی جداگانه است ؟ آیا ما بیش از یک قوه ی عقل نداریم که این قوه دو نوع ادراک و فعالیت دارد؟ اصولاً رابطه ی حکمت نظری و حکمت عملی چگونه است؟ | علامه طباطبایی در مقاله ی ششم از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ، با عنوان «ادرکات اعتباری» به این بحث پرداخته است. |
|