امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2375 بار
عنوان : جوامع پيراموني و نيمه پيراموني

ژاپن كشوري است كه تا اوايل قرن بيستم ، موقعيتي مشابه ايران داشت. اين كشور علي رغم اين وضعيت، با اقداماتي كه از آن به عنوان «اقدامات توسعه اي» ياد مي شود ، توانست موقعيت خود را ابتدا به موقعيت نيمه پيراموني و سپس مركزي تغيير دهد. تجربه ي كشور ژاپن نشان دهنده ي اين است كه جوامع ، علي رغم شرايط تحميل شده از سوي كشورهاي مركز سرمايه ، مي توانند جايگاه خود را در نظام جهاني تغيير دهند .

در زماني نزديك تر به زمان خود ، به تجربه ي كشور روسيه به عنوان كشوري نيمه پيراموني بر مي خوريم . اين كشور در ابتداي قرن بيستم و بعد از انقلاب سال 1917 (انقلاب اكتبر) توانست موقعيت خود را بهبود بخشد.

چين نمونه اي ديگري است . اين كشور تا بعد از جنگ جهاني دوم ، موقعيتي پيراموني داشت اما بعد از انقلاب دهه ي 50 ميلادي (1949) توانست در جهت تغيير موقعيت خود در نظام جهاني حركت كند و اكنون موقعيتي برتر از نيمه پيراموني ها دارد؛ هرچند كه هنوز به عنوان يك مركز اصلي سرمايه شناخته نمي شود.

بعد از جنگ جهاني دوم و در دهه هاي 60 و 70 ميلادي نيز تجربه ي بعضي از كشورهاي امريكاي لاتين (مانند) آرژانتين پيش روي ما قرار مي گيرد اين كشورها با اجراي برنامه هاي توسعه ي مبتني بر جايگزين واردات با توليدات داخلي ، موقعيت پيراموني خود را به موقعيت نيمه پيراموني تغيير دادند. در دهه هاي اخير ، تجربه ي كشورهاي آسياي جنوب شرقي قابل ذكر است كه در زمان اندكي توانستند موقعيت پيراموني خود را به نيمه پيراموني تغيير دهند.

اين تجربه ها نشان مي دهد كه رابطه ي پيرامون – مركز ، رابطه ي تغيير ناپذير و جدي و قطعي ست و مي توان آن را تغيير داد (اما اين تغيير چگونه تحقق مي يابد؟)

تجربه ي كشورهاي ياد شده نشان مي دهد كه تغيير موقعيت در نظام جهاني ، در گام اول با اعتراض به جايگاه خود دراين نظام و نپذيرفتن موقعيت پيراموني همراه بوده است. اين اعتراض به شكل نگرش منفي نسبت به كشورهاي مركز ، وابستگي به آن ها ، اعتراض به حكومت هايي كه عامل اين وابستگي شناخته مي شوند ، اعتراض به نهادهاي اين وابستگي آغاز شده و با «بازگشت به خويشتن» ، بازگشت به فرهنگ بومي «روانشناسي منابع خود» و تلاش براي روي پاي خود ايستادن تداوم يافته است از اين رو مي توان گفت كه تغيير موقعيت در نظام جهاني در گام اول با تغيير نگرش و نگاه جامعه به خود و ارزيابي مجدد ارزش ها و آرمان ها ي اجتماعي و معمولاً «انقلاب» همراه است. (صفحه ي 132و 133)

نكات تستي مرتبط
روابط نابرابر فرهنگي در نظام جهاني (2478) : علاوه بر تفاوت های اسای درکمیت برنامه های ارائه شده جهت انتقال فرهنگ ، کشورهای توسعه یافته ، با ...
تغيير موقعيت ايران در نظام جهاني (2780) : البته صرف رخ داد انقلاب و طرح شعار استقلال و استكبار ستيزي، به تغيير جايگاه كشورها در نظام جهان...
اشكال كنترل و هدايت فرهنگ (2393) : با توجه به نتایج انتقال فرهنگ، امروزه دولت ها و گروه های مختلف ملی و فراملی به اشکال مختلف ، برا...
شاخص‌هاي مركزي (2826) : اگر جامعه آماري به چهار قسمت مساوي تقسيم شود، چارك‌هاي اول تا سوم به صورت زير مشخص مي شود: ...
تغيير موقعيت ايران در نظام جهاني (2) (2547) : تغيير موقعيت در نظام جهاني ، در گام اوّل با اعتراض به جايگاه خود در اين نظام و نپذيرفتن موقعيت ...
اصطلاحات موسيقي (2264) : اگر نقطه در بالا يا زير نت قر ار گير د ، نصف ارزش زماني آن نت اجرا شده و بقيه آن تبديل به سکوت م...
انواع تركيب - 1 (2780) : ترکیب قرینه: از انواع نخستین و در عین حال بسیار ساده‌ی ترکیب، نوع قرینه آن است. ...
برتري افراد ناخالص (2578) : برتري افراد ناخالص : اگر شايستگي افراد ناخالص از شايستگي افراد هر دو نوع خالص (غالب و مغلوب) بيش...
ژنتيك (3137) : متخصصان ژنتيك كه به بررسي شيوع كم خوني داسي شكل مي پرداختند، دريافتند كه در برخي مناطق آفريقا ال...
واكنشي نسبت به وابستگي (2471) : در مورد وقوع انقلاب اسلامي ايران در ربع آخر قرن بيستم، تحليل هاي بسياري ارائه گرديده است. يكي ا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد