امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2468 بار
عنوان : مسائل فلسفه ي اولي

مسائل فلسفه ي اولی

آیا می توان برای موجود، صرفاً از آن حیث که موجود است احکام و قواعدی پیدا کرد؟ فیلسوفان می کوشند به این سؤال پاسخ دهند. مثلاً آنها با مشاهده ي تغییرات گوناگون در موجودات، از خود می پرسند آیا اصل هستي موجودات هم متغیر است؟ ما در علوم مختلف با تغییرات گوناگونی سر و کار داریم . جسم سردی که گرم می شود، شئ متحرکی که به حالت سکون می رسد، سیبی که سبز است و به سرخی می رسد و به اصطلاح «رسیده» می شود، اینها همه حکایت از تغییراتی می کند که در علوم مورد توجه و تغییر و تحقیق قرار می گیرد، سردی و گرمی در مبحث «حرارت» در علم فيزيك مطالعه مي شود و حركت و سكون در مبحث «مکانیک» و سبزی و سرخی سیب در علم «بیوشیمی» که ترکیبی از زیست شناسی و شیمی است مطالعه می شود، اما جای تحقیق و بررسی این سؤال که آیا هستی ثابت است یا متغیر، کجاست؟ درباره ي «هستی» سؤالهای دیگری هم می توان مطرح کرد. مثلاً می توان به تفاوت «هستی» و «چیستی» یا «وجود» و «ماهیت» در اشیاء توجه کرد. وقتی می گوییم سنگ وجود دارد، درخت وجود دارد، انسان وجود دارد از چیزهای مختلفی مانند سنگ و درخت و انسان صحبت می کنیم که همه وجود دارند. سنگ بودن و درخت بودن و انسان بودن «چیستی» یا «ماهیت» اشیاست. بحث وجود و ماهیت از مباحث مهم مابعدالطبیعه است.

یک بحث دیگر، بحث «علت و معلول» است. ما در طبیعت میان خیلی چیزها رابطه ي علت و معلول می بینیم. وقتی آتش آب را گرم می کند و یا خود ما تصمیم می گیریم و دست خود را به حرکت در می آوریم، در این موارد آتش علت گرمای آب است و خود ما علت حرکت دست ما، آیا این رابطه ي «علیت» به اصل هستی باز می گردد یا مربوط به یکی از خصوصیات هستی است و در نتیجه جای آن در یکی از علوم دیگر است. تحقیق در رابطه ي علت و معلول در اصل وجود، یکی از بحثهای فلسفه ي اولی است.

بحث «وحدت و کثرت» نیز یکی دیگر از بحثهای مابعدالطبیعه است. ما در میان موجودات عالم هم کثرت می بینیم و هم وحدت، اگر کثرت در کار نبود، اصولاً نمی توانستیم اشیاء را از یکدیگر تمیز دهیم و اگر وحدت در کار نبود هرگز نمی توانستیم میان اشیاء همانندی و مشابهت تشخيص دهیم و آنها را بر حسب همانندیهاشان دسته بندی کنیم و بر هر دسته نام واحدی بدهیم. (صفحه ی 12و 13)

نكات تستي مرتبط
تبيين عقلاني (2604) : معمولاً مردم زمانی که با اموری روبه رو می شوند که بر خلاف انتظار و عادت آنهاست و یا از عواملی ک...
ادراكات اعتباري (2568) : حکمای اسلامی تقسیم ارسطویی را درباره ی همه ی انواع علوم عقلی پذیرفته اند و حکمت و فلسفه را در حا...
مفاهيم اوليه (4800) : فرآیندهای برگشت پذیر , برگشت ناپذیر : در شیمی (3) خواندیم که در پیشرفت یک واکنش دو عامل انر...
مباني فلسفي علوم طبيعي (2669) : مبانی فلسفی علوم طبیعی اکنون می توانیم بگوییم که قلمرو پهناور علوم به کشتی غول پیکری شبیه ...
اولين ماهواره هاي سنجش از دور (2923) : اولين ماهواره هاي سنجش از دور به نام لندست(LANDSET) يا ماهواره هاي منابع زميني در سال 1972 توسط ...
لفظ فلسفه (2237) : لفظ فلسفه ریشه ی یونانی دارد. این لفظ معرَّب كلمه ي «فیلوسوفیا» است. فیلوسوفیا مرکب است از دو ک...
مسائل بهينه سازي (2456) : مسائلي از اين دست به مسائل بهينه‌سازي معروفند چرا كه در عمل مي‌خواهيم از حداقل مصالح و امكانات ب...
اولين قضيه بنيادي انتگرال (3096) : مشتق به عنوان نسبت تغييرات به كار مي رود، از طرف ديگر با داشتن مشتق مي توان اطلاعاتي را در رابطه...
نمایندگان مکتب مشاء1 (2526) : وی به عنوان زعیم همه ی فلاسفه ی مشا دراواخرعمرکتابی به نام "منطق المشرقین" تالیف کرد.این کتاب، خ...
ايزوتوپ (2822) : ايزوتوپ راديو اكتيو كربن 14 در تمام موجودات به مقدار كم يافت مي شود. اين ماده به طور مرتب در زم...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد