امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2410 بار
عنوان : مرجع كليات

چند قضیه را در نظر می گیریم:

الف – حسن یک انسان است .

ب - پروین یک انسان است.

ج – رضا یک انسان است.

با اینکه حسن، پروین و رضا چند شخص مختلفند ، اما آنها در یک چیز مشترکند. یعنی یک «محمول» مشترک را که همان انسان است به همه ی آنها نسبت می دهیم. می دانیم که کلمه ی «انسان» یک تصور کلی است و ما برای شناخت حسن، پروین و رضا از این تصور کلی استفاده می کنیم . اما خود این تصور کلی انسان به چه چیزی دلالت می کند؟ شاید بگوییم این تصور دلالت می کند به این که همه روی دو پا ایستاده اند و دو دست آزاد دارند و یا همه سخن می گویند و ... ولی به نظر افلاطون این الفاظ کلی بر یک موجودات حقیقی در عالم مُثُل دلالت می کنند ، یعنی تصور کلی «انسان» اشاره به یک مثال انسان دارد که در عالم مثل قرار داشته و حسن و پروین و رضا و همه ی انسان های دیگر سایه ی او بشمار می روند و یا به عبارت دیگر همه ی انسان ها از مثال انسان بهره مند هستند. یعنی از دید افلاطون همه ی تصورات کلی از قبیل عدالت، زیبایی ، نیکی و .... دارای مرجع حقیقی هستند که آنها را باید در عالم مثل سراغ گرفت و تنها با یک سیر عقلانی است که می توان آنها را چنانکه هستند ادراک کرد. حس و تجربه فقط سایه های مثل را در جهان طبیعت درک می کند و از ادراک خود مثل که ثابت و یکسان باقی می مانند ناتوان است. (صفحه ی 46)

نكات تستي مرتبط
مرجع و متمم در مجموعه ها (2595) : ابتدا با تعاریف مجموعه های مرجع و متمم آشنا شوید. - مجموعه‌ي مرجع: وقتی زیر مجموعه های یک...
حروف ناصبه (2190) : حروف ناصبه: حروفي هستند كه بر سر فعل مضارع قرار مي‌گيرند و آن را منصوب مي‌كنند كه عبارتند از: [أ...
حال و ذوالحال (2894) : برای بهتر فهميدن مبحث حال ، نكات و قواعد مهم آن را با هم مرور می كنيم . حال و ذوالحال ...
جمع احتمالها (2135) : جمع احتمالها (منظور از «برآمد» در جملات زير همان «پيشامد» است) آزمايش پرتاب يک ت...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد