امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2371 بار
عنوان : اعراب نيابي

موارد اعراب نيابي (فرعي):

1) اسم‌هاي پنج‌گانه (اسماء خمسه):

اسم‌هاي ابٌ (پدر)، اخٌ (برادر)، ذو (صاحب)، فمٌ (دهان)، حمٌ (خويشاوند همسر) را «اسم‌هاي پنج‌گانه» گويند.

علامت اعراب اين اسم‌ها در حالت‌هاي رفع، نصب و جر به ترتيب واو، الف و ياء است يعني در حالت‌هاي رفع، نصب و جر، سه حرف فوق جانشين ضمه، فتحه و كسره مي‌شود. ذَهَبَ اَبوكَ، رأيتُ أباكَ، سلّمتُ علي أبيك.

نكته:

علامت اعراب اسم‌هاي پنج‌گانه زماني نيابي است كه شرايط زير برقرار باشد:

الف: اسامي فوق مضاف باشند؛ در غير اين صورت اعرابشان اصلي است.

ب: مضاف‌اليه نبايد ياء متكلم باشد؛ در غير صورت علامت اعراب تقديري است.

2) اسم مثني:

در اسم مثني در حالت رفع، الف جانشين ضمه و در حالت‌هاي نصب و جر، يائ ماقبل مفتوح جانشين فتحه و كسره است.

ذهب الرّجلان (الف جانشين ضمه است)

رايتُ الرجلين (ياء جانشين فتحه است)

سلمتُ علي الرّجلين (ياء جانشين كسره است)

3) جمع مذكر سالم:

در جمع مذكر سالم، در حالت رفع، واو جانشين ضمه و در حالت‌هاي نصب و جر ياء ماقبل مكسور وجانشين فتحه و كسره است.

ذهب المعلمونَ (واو جانشين ضمه است)/ رايت المعلّمين (ياء جانشين فتحه است) / سلمتُ علي المعلمين (ياء جانشين كسره است).

4) جمع مؤنث سالم:

در جمع مؤنث سالم، درحالت نصب، كسره، جانشين فتحه است و علامت اعراب در حالت هاي رفع و جر اصلي است (در حالت رفع، ضمه و در حالت جر، كسره به كار مي‌رود)

ذهبتِ المعلماتُ (علامت اعراب اصلي است)

رايتُ المعلماتِ (كسره جانشين فتحه است)

سلمتُ علي المعلماتِ (علامت اعراب اصلي است)

5) اسم غير منصرف:

در اسم غير منصرف در حالت جر، فتحه جانشين كسره است و علامت اعراب در حالت‌هاي رفع و نصب اصلي است (در حالت رفع، ضمه و در حالت نصب، فتحه به كار مي‌رود).

مثال:

ذهبتُ فاطمةُ (علامت اعراب اصلي است)

رايتُ فاطمةَ (علامت اعراب اصلي است)

سلّمتُ علي فاطمةَ (فتحه جانشين كسره است)

6) فعل‌هاي پنج‌گانه (افعال خمسه)

فعل‌هاي پنج‌گانه، صيغه‌هايي از فعل مضارع هستند كه آخرشان نون جايگزين ضمه به كار مي‌رود. چون شمار اين صيغه ها پنج است، به آنها «فعل‌هاي پنج‌گانه» گويند. مثلاً در فعل‌هاي پنج‌گانه گويند.

مثلاً در فعل «يذهبُ» فعل‌هاي پنج‌گانه عبارتند‌از: يَذهبان، يَذهبونَ، تَذْهبانِ، تذهبُونَ، تذهبينَ

در فعل‌هاي پنج‌گانه، در حالت رفع، نون جانشين ضمه در حالت نصب و جزم حذف نون جانشين فتحه و سكون است.

يذهبان (در حالت رفع و نون جانشين ضمه است)

أن يذهبا (در حالت نصب و حذف نون جانشين فتحه است.

لم يذهبا (در حالت جزم و حذف نون جانشين سكون است.

7) مضارع ناقص در حالت جزم:

علامت جزم صيغه هاي 1 و 4 و 7 و 13 و 14 مضارع ناقص، حذف حرف علّه است حذف حرفه علّه جانشين سكون است؛ مانند: لم يدعُ لم يَهْدِ (در فعل اوّل حذف واو و در فعل دوم حذف ياء جانشين سكون است)

انواع موارد اعراب نيايي را در نمودار زير مشاهده مي‌كنيد:

نكات تستي مرتبط
انواع اعراب (2202) : اعراب 3 دسته است: دسته اول : اعراب ظاهري اعراب ظاهري به دو دسته تقسيم مي شود.
اقسام اعراب (2651) : اقسام اعراب: اعراب از نظر ظهور حركات در پايان كلمه بر چهار گونه است : اعراب اصلي ، اعراب ف...
انواع اعراب (2241) : تغيير نقش موجب تغيير حالت بعضي كلمات مي‌شود و تغيير حالت سبب مي‌شود كه آخر اين كلمات تغيير كند! ...
اعراب تقديري (2164) : موارد اعراب تقديري 1) اسم مقصور: اسم مقصور اسمي است كه آخر ان الف مقصوره باشد. د...
اعراب ظاهري (2183) : اسامي که داراي اعراب ظاهري فرعي هستند عبارتند از: 1- مثني : در حالت رفع با (انِ) و در حالت ...
اقسام اعراب (2) (2260) : اقسام اعراب: اصلي : در اين حالت حرکتهاي ضمه و فتحه و کسره و سکون را در آخر کلمه مي بينيم....
موصوف و صفت (2973) : صفت در زبان عربي به دو قسم است: 1) صفت مفرد 2) جمله وصفيه صفت مفرد: اسمي ا
انواع اسم‌هاي غير منصرف 2 (2204) : اسم غير منصرف: در اسم غير منصرف در حالت جر، فتحه جانشين كسره است و علامت اعراب در حالت‌هاي...
انواع اسم‌هاي غير منصرف 3 (2315) : اسم‌هاي پنج‌گانه: اسماء خمسه: اسم‌هاي ابٌ (پدر)، اخٌ (برادر)، ذو (صاحب)، فمٌ (دهان)، حمٌ (خويشاو...
معرب و مبني (2606) : معرب به كلمه اي مي گويند كه حركت آخر آن تغيير كند مثل: اسم حَسن در مثالهاي زير: جاء حسنٌ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد