امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3431 بار
عنوان : شناخت فعل و اعلال

شناخت فعل

فعل صحيح :

فعل معتل :

يكي از حروف اصلي آن علّه باشد: حروف علّه عبارتند از : ( و – ا – ي )

(الف) در آخر فعل نشانه‌ي ناقص واوي است :

(ي) در آخر فعل نشانه‌ي ناقص يايي است :

اعلال چيست ؟

تغييرات در حرف علّه كه سبب سهولت در تلفّظ مي‌شود، اعلال ناميده مي‌شود .

اعلال به قلب

1) حرف علّه متحرّك ماقبل مفتوح تبديل به الف ( ا – ي ) مي‌شود .

2) واو ساكن ماقبل مكسور تبديل به ( ي ) مي‌شود .

3) ياء ساكن ماقبل مضموم تبديل به ( واو ) مي‌شود .

اعلال به اسكان

1) حرف علّه متحرّك ماقبل ساكن حركتش به ما قبل منتقل مي‌شود .

2) هرگاه حرف علّه ( واو – و – ياء ) در آخر كلمه قرار گيرند و ضمّه يا كسره داشته باشند آن ضمّه يا كسره حذف مي‌شود .

اعلال به حذف

1) برخورد دو ساكن ( التقاي ساكنين ) به صورتي كه يكي حرف علّه باشد، حرف علّه حذف مي‌شود .

2) افعال مضارع مجزوم معتل به واسطه‌ي جزم، حرف علّه آنها حذف مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل مثال :

فعل مثال در ماضي هيچ ‌گونه اعلالي ندارد و درست مانند فعل سالم صرف مي‌شود .

فعل مثال در مضارع واوي در هر 14 صيغه‌اش اعلال به حذف داريم. مانند :

فعل مثال در امر نيز از مضارع اعلال شده ساخته مي‌شود . مانند :

افعال مثال واوي كه مضارعشان بر وزن مي‌آيند. حرف علّه در مضارع و امر حذف مي‌شود .

ويژه‌ي انساني :

فعل‌هاي مثال واوي در مصدر باب افعال و استفعال حرف علّه واو قلب به ياء مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل اجوف :

فعل اجوف در ماضي صيغه‌هاي 1 تا 6 اعلال به قلب از 6 تا 14 علاوه بر اعلال به قلب اعلال به حذف هم دارد .

فعل اجوف در مضارع در همه‌ي صيغه‌هاي اعلال به اسكان داريم، ولي در صيغه‌هاي 6 و 12 ( يعني للغائبات و للمخاطبات ) علاوه بر اعلال به اسكان اعلال به حذف هم داريم .

فعل اجوف در امر در صيغه‌ي اول حرف علّه حذف مي‌شود، در بقيه صيغه‌ها آن را از مضارع اعلال شده مي‌سازيم و ديگر اعلالي نداريم .

براي درك بيشتر، يك فعل امر اجوف را صرف مي‌كنيم :

در مصدر فعلهاي اجوف در باب افعال و استفعال حرف علّه حذف و به جاي آن در آخر مصدر (ة گرد) اضافه مي‌شود .

اگر حروف جازمه قبل از فعل اجوف بيايد در صيغه‌هايي كه به نون اعراب ختم نمي‌شوند ( 14، 13 ، 7، 4، 1 ) حرف علّه حذف مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل ناقص :

فعل ناقص در ماضي كه حرف دوم آن مكسور است ، بر وزن ( فـَعـِـلَ ) مي باشد فقط در صيغه ي 3 اعلال به حذف داريم .

فعل ناقص در ماضي كه حرف دوّم آن مفتوح است، بر وزن فـَعـَلَ مي‌باشد در صيغه‌ي 1 اعلال به قلب و در صيغه‌هاي 3 و 4 و 5 اعلال به حذف داريم :

فعل ناقص در مضارع كه به حروف علّه ( و – ي ) ختم مي‌شود و در صيغه‌هاي ( 1 – 4 – 7 – 13 – 14 ) اعلال به اسكان رخ مي‌دهد .

در صيغه‌هاي ( 3 – 9 – 10 ) اعلال به حذف صورت مي‌گيرد .

در مضارع مجزوم از فعل‌هاي ناقص صيغه‌هاي ( 1 – 4 – 7 – 13 – 14 ) علامت جزم، حذف حرف علّه است .

در ماضي مجهول فعل اجوف «الف» به « يـ » تبديل مي‌شود .

نكات تستي مرتبط
اعلال و اقسام آن (2901) : «اعلال»‌ : تغییراتی که در فعل معتل برای سهولت تلفظ صورت می گیرد را اعلال می گویند. اق...
مفاعيل (2490) : مفاعيل مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است. انواع ...
فعل ناقص: (3713) : فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب ...
افعال كمكي (3209) : افعال کمکي - تعريف: فعل کمکي فعلي است که به تنهايي استفاده نمي شود بلکه قبل از يک فعل اصلي ...
مجهول كردن فعل (2310) : مجهول كردن فعل: الف) فعل ماضي: براي مجهول كردن فعل ماضي، حرف ماقبل آخر را مكسور ...
جامد، مصدر و انواع مشتقات (3151) : جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.» ...
اعلال (3968) : «ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال ...
نايب فاعل (2190) : نائب فاعل: «نائب فاعل» اسم مرفوعي است كه بعد از فعل مجهول تامّي بيايد و فعل به آن اسم نسب...
فعل‌هاي چند مفعولي (2092) : فعل‌هاي چند مفعولي و افعال قلوب «فعل‌هاي تصيير» فعل‌هايي هستند كه به معني گرداندن، تبدي...
شناخت اسم معرفه و نكره (2325) : نكره: اسمي است كه براي مخاطب و شنونده، آشنا نباشد. مثلاً در جمله‌ي «قرأتُ كتاباً» (كتابي ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد