امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2490 بار
عنوان : مفاعيل

مفاعيل

مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است.

انواع مفعول :

1- مفعول اسم ظاهر : فعل + فاعل + مفعول

2- مفعول ضمير متّصل : فعل + ضمير متّصل + فاعل

3- مفعول ضمير منفصل : مفعول + فعل + فاعل

4- مفعول اسم استفهام : اسم استفهام + فعل + فاعل

در زبان عربي مفعول‌ها شامل موارد زير است :

1- مفعولٌ به :

معمولاً بعد از افعال متعدي مي‌آيد. مانند :

  • مفعول‌به مي تواند ضمير متّصل نصبي و جري و يا ضمير منفصل منصوب و يا ديگر كلمات مبني باشد كه در چنين حالتي محلاً منصوب خواهد بود. مانند :
  • مفعول به مي تواند مقدّم بر فعل نيز گردد. مانند :
  • 2- مفعول مطلق :

    مصدري است منصوب و از جنس فعل جمله كه به دو شكل آمده است :

    1. تأكيدي
    2. نوعي يا بياني

    1- تأكيدي : كه هميشه يك كلمه‌اي است و معمولا در آخر جمله مي‌آيد و بر انجام فعل تأكيد مي‌كند.

    2- نوعي يا بياني = از جنس فعل جمله كه بعد از آن صفت يا مضافٌ اليه مي‌آيد.

    مفعول مطلق تأكيدي = فعل جمله + مصدر از جنس فعل

    مانند :

    مفعول مطلق نوعي = فعل جمله + مصدر از جنس فعل + صفت يا مضاف‌اليه

    مانند :

  • مصدر برخي افعال بدون آن كه فعل‌شان در جمله بيايد، به عنوان مفعول مطلق براي فعل محذوف شناخته مي‌شود به شرط آن كه جزء اركان اصلي جمله (مفعولٌ به، اسم حرف مشبّهة، و يا جزء افعال ناقصه و نظاير آن) نباشد. مانند = سمعاً ، طاعةً، شكراً، حمداً ، جداً ، سبحانَ ، رجاءً ، مهلاً ، ايضاً، معاذَالله، حتماً، اهلاً.
  • اگر مصادر فوق و صفحه‌ي قبل بعد از افعال ناقصه يا افعال ديگر بيايند مفعول مطلق نيستند .
  • 3- مفعول فيه :

    ظرف زمان يا مكان كه منصوب باشد، و زمان و مكان وقوع فعل را نشان مي‌دهد و مفهوم ( في : در ) را، با خود همراه داشته باشد، مفعولٌ فيه است .

  • اگر ظرف‌ها نقش ( جار و مجرور، يا مبتدا، و يا خبر يا ....) را بگيرند مفعولٌ فيه نيستند.
  • مهمترين ظروف زمان = اليومَ ، غداً ، امسِ ، الانَ ، حَتّي ، اذا ، مباحاً ، ليلاً ، نهاراً ، عشاءَ ، قبلَ ، بعدَ ،.... .

    مهمترين ظروف مكان = فوقَ ، تَحْتَ ، جَنْبَ ، عندَ ، وراءَ ، معَ ، أمامَ ، أينَ.

    مثال :

    اين دو مبحث آخر مخصوص داوطلبان رشته‌ي علوم انساني است.

    مفعولٌ له (لاِجله) = مصدري است كه علت وقوع فعل را مي‌رساند و معناي (به خاطر) مي‌دهد.

    معمولاً بعد از مفعول له يك جار و مجرور مي‌آيد. مفعول‌له از جنس فعل جمله نمي‌باشد. مفعول‌له حتما يك مصدر معنوي يعني احساسي و قلبي است كه بعضي از آنها عبارتند از: حياءً ، تكريماً ، احتراماً ، مجازاةً ، كراهةً ، رغبةً ، حَباً ، ..... مفعول له در جواب لِماذا يا لِمَ قرار مي‌گيرد.

    مفعول مطلق عددي : مفعول مطلقي است كه عدد و دفعات وقوع فعل را نشان مي‌دهد.

  • فعل جمله + مصدر از جنس فعل + عدد = طرقْتُ الباب طرقةً واحدهُ (مفعول مطلق عددي)
  • فعل جمله + مصدر از جنس فعل به صورت مثني يا جمع = طرقتُ البابَ طرقتينِ (مفعول مطلق عددي)
  • فعل جمله + مرةً يا مرتين يا مراتَ يا مِراراً = اصبتُ بالفشل مراراً (مفعول مطلق عددي)
  • باز هم يادآوري مي‌كنيم كه دو مبحث آخر (مفعول له و مفعول مطلق عددي) فقط مخصوص داوطلبان علوم انساني است.

    نكات تستي مرتبط
    اسامي غير منصرف (2714) : اسامي غير منصرف: 1- اسامي علم مونث: فاطمه 2- اسامي علم مذکر غير عربي: کوروش، فرعون،‌...
    اسم هاي منصرف و غير منصرف (2895) : اسم هاي منصرف و غير منصرف: مي دانيم که در زبان عربي 4 گونه اعراب براي کلمات وجود دارد: ...
    معرب و مبني (2606) : معرب به كلمه اي مي گويند كه حركت آخر آن تغيير كند مثل: اسم حَسن در مثالهاي زير: جاء حسنٌ...
    انواع اعراب (2202) : اعراب 3 دسته است: دسته اول : اعراب ظاهري اعراب ظاهري به دو دسته تقسيم مي شود.
    تجزيه و تركيب (4090) : تجزيه و تركيب : با توجه به اين كه تجزيه و تركيب در واقع كل قواعد آموخته شده مي‌باشد و اكثر ...

    جستجوي نكات تستي
    كليه مقالات

    جديدترين مقالات :

    فعل مهموز
    فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

    فعل ناقص:
    فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

    حال (عربي)
    حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

    بدل:
    بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

    عطف بيان
    عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

    صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

    براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



    © كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد