امروز پنج شنبه 19 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2031 بار
عنوان : استثناء و مستثني

به اسم هاي جامدي که کلمات ما قبل خود را توضيح مي دهند عطف بيان مي گويند.

مهم ترين موارد کاربرد عطف بيان:

1- اسم جامد معرفه به ال بعد از اسم اشاره

مانند:‌انَّ هذا الراعي

2- ابن و بنت بين دو اسم علم

مانند: علي بن ابي الطالب

الا مهم ترين اداة استثنا است.

به اسلوبي که در آن کسي يا چيزي از حکم ما قبل جدا مي شود استثناء گويند.

استثناء‌داراي 3 رکن است:

1- المستثني : کلمه اي که مستثني منه از آن جدا مي شود.

2- اداة استثنا

3- مستثني منه: کلمه اي که استثناء است.

استثناء دو دسته است:

1- استثناء استثنايي که داراي 3 رکن باشد. مانند:

قرأتُ الدروسَ الا الدَرسَ الاولَ

الدروسَ: مستثني منه

الدَرسَ: مستثني

2- استثناي مرفوع: استثنايي که مستثني منه آن حذف شود. در چنين حالتي مستثني اعراب مستثني منه را که حذف شده است مطابق با نقشي که در جمله داشته است مي گيرد.

3- چنين استثنايي با ادوات منفي يا استفهام همراه است. مانند:

4- لا تفلْ إلا کلمةً

5- در اين جمله فعل قول متعدي است و به مفعول نياز دارد ولي در اين جمله مفعول حذف شده است اين مفعول مستثني منه بوده است. پس مستثني (کلمةً) مطابق نقش و اعراب مستثني منه منصوب مي شود.

نكات تستي مرتبط
استثناء (2773) : استثناء: اسمی است که بعد از کلمات استثناء «إلّا، غیر، سوی » آمده و از حکمی که قبل از آن ...
كلمات پرسشي (2837) : کلمات پرسشي تعريف: کلمه‌هاي پرسشي کلمه‌هايي هستند که در ابتداي جملات سوالي قرار مي‌گيرند و...
شناخت حروف (2258) : «شناخت حروف» در زبان عربي كلمات به سه دسته تقسيم مي شوند: 1) اسم 2) فعل 3)حرف كه ه...
تجزيه و تركيب (4090) : تجزيه و تركيب : با توجه به اين كه تجزيه و تركيب در واقع كل قواعد آموخته شده مي‌باشد و اكثر ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد