امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2279 بار
عنوان : شناخت حروف

«شناخت حروف»

در زبان عربي كلمات به سه دسته تقسيم مي شوند: 1) اسم 2) فعل 3)حرف

كه هر يك قواعد و نكات مخصوص به خود را دارند، در اينجا قواعد و نكات مهم در شناخت حروف را مرور مي‌كنيم:

حروف به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1)حروف عامل

2) حروف غيرعامل

حروف عامل:

حروفي هستند كه باعث تغيير حركت آخر كلمه و يا جمله بعد از خود مي‌شوند.

«حروف عامل»

پس مهمترين حروف عامل اين 7 دسته هستند البته توجه داشته باشيد مبحث (حروف تشبيه به ليس) مربوط به دانش‌آموزان علوم انساني است.

حروف غيرعامل:

حروفي كه باعث تغيير حركت آخر كلمه و يا جمله بعد از خود نمي‌شوند.

مهمترين حروف غيرعامل عبارتند از:

1) حروف تعريف: (ال) را حرف تعريف مي‌نامند زيرا اسم نكره را معرفه مي‌سازد.

2) حرف تنبيه : حروف (ها ) ( اَما) از حروف تنبيه هستند‍، ها در هم چنين ها در ابتداي اسم‌هاي اشاره (هذا ، هولاء ، هذه) نيز حرف تنبيه است.

3) حروف استقبال: حروف (س) و (سوف) را حروف استقبال مي‌نامند.

4) حرف تحقيق: (قد) كه برسر فعل ماضي داخل مي‌شود آن را حرف تحقيق مي‌نامند.

5) حروف نافيه : حرف (ما) ] كه برسر فعل ماضي مي‌آيد[ و حرف (لا) ] كه برسر فعل مضارع مي‌آيد[ از حروف نافيه هستند.

6) حروف عطف: مهمترين حروف عطف عبارتند از: واو ، ثُمَّ ، فَ ، وَ ، بَلْ ، لا ، لكِنْ. بايد توجه داشت كه لكِنَّ از حروف مشبهة بالفعل و عامل است ولي برخلاف آن لكِنْ از حروف عطف و غيرعامل مي‌باشد.

7) حروف استفهام: مانند هل (آيا) و أ (يا).

8) حروف تأكيد: لام مفتوحه، نون (نَّ) تأكيد ثقيله و نون ( نْ ) تأكيد ضفيفه.

9) حروف ندا: حروفي هستند كه توسط آنها كسي يا چيزي مورد ندا و خطاب مي‌گيرد حروف ندا عبارتند از:

10) ماي كافّه: برسر حروف مشبهة بالفعل و آنها را ازعمل بازمي‌دارد.

11) حروف جوابيه: حروفي هستند كه در جهت اظهار موافقت با مخاطب به كار مي‌رود. مانند: نَعَمْ (بله) أجَلْ (آري بله) – بَلي.

12) حروف ردْع: ردع به معني انكار است و در جهت اظهار مخالفت با مخاطب به كار مي‌رود مانند: كلّا (هرگز)

13) حروف استثناء: مانند (إلّا) كه گروهي را از گروهي ديگر جدا مي‌سازد.

14) حروف نون وقايه: هرگاه فعل بخواهد به ضمير متكلم وحده (ي) متصل شود همواره از ميان فعل و ضمر يك حرف نون (ن) قرار مي‌گيرد كه آن را نون وقايه مي‌نامند.

15) واو حاليه: واوي كه برسر جمله اسميه حاليه مي‌آيد و جمله پس از آن محلاً منصوب است و به معناي (در حالي كه) مي‌باشد.

توجه: همانطور كه ملاحظه كرديد حروف غير عامل بيشتر از حروف عامل هستند پس براي يادگيري بهتر كافي حروف عامل را خوب بشناسيم و آنها را تشخيص دهيم بديهي است اگر حروفي عامل نباشد حتماً غيرعامل محسوب مي‌شود.

نكات تستي مرتبط
تشخيص نام گام از روي ملودي( شناخت تناليته ) (2182) : تشخيص نام گام از روي ملودي ( شناخت تناليته ) به علائم سرکليد نگاه کنيد، نام گام ماژور و...
حروف ربط تضاد (2925) : هرگاه بخواهيم دو جمله را كه از لحاظ معنايي مخالف و متضاد يكديگرند در قالب يك جمله با هم ادغام كن...
حروف ربط در جمله واره هاي پيرو (2933) : حروف ربط در جمله واره هاي قيدي پيرو: جمله واره‌ي قيدي پيرو: مجموعه كلماتي را گويند كه با ...
شناخت اسم معرفه و نكره (2337) : نكره: اسمي است كه براي مخاطب و شنونده، آشنا نباشد. مثلاً در جمله‌ي «قرأتُ كتاباً» (كتابي ...
حروف مشبهه بالفعل (2170) : «حروف مشبهة بالفعل» حروف مشبهة بالفعل مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مي‌كنند. به مبتدا، اس...
حروف ناصبه (2207) : حروف ناصبه: حروفي هستند كه بر سر فعل مضارع قرار مي‌گيرند و آن را منصوب مي‌كنند كه عبارتند از: [أ...
شناخت فعل و اعلال (3454) : شناخت فعل فعل صحيح : فعل معتل :
حروف تعريف نامعين (a/ an ) ومعين (the) . (3213) : حروف تعريف نامعين (a / an) و معين (the) در حالت کلي حرف تعريف (the) علامت اسامي معرفه و ح...
تكيه گاه شناخت (2883) : بدین ترتیب، علاوه بر تبیین منشأ اعتقاد به علیت، راه برای ادراکات دیگری در علم حصولی بازمی شود. ا...
شيوه هاي شناخت جغرافيايي (2511) : جغرافيا داراي سه شاخه است: 1 - جغرافياي طبيعي شامل: جغرافياي خاكها (خاك شناسي)، جغرافياي زي...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد