امروز جمعه 1 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3194 بار
عنوان : مضافٌ اليه

مضافٌ اليه

مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آن دو نسبت داده شده است.

(«اضافه» به معناي نسبت دادن است و «مضاف»‌اسم مفعول از «اضافه» است، پس «مضاف» يعني نسبت داده شده و «مضاف اليه» يعني نسبت داده شده به آن)

«احکام اضافه»

1) اگر مضاف اليه معرفه باشد، مضاف معرفه مي شود. مثلاً در «کتابُ عليٍ » کلمه «کتاب» به جهت اضافه شدن به «علي» معرفه شده است.

2) مضاف، الف و لام تنوين نمي گيرند:

3) اگر اسم مضاف، ‌تثنيه يا جمع مذکر سالم باشد، نون آن حذف مي شود.

نكات تستي مرتبط
مجرورات (1627) : «مجرورات» اسم در دو مورد مجرور است: 1)‌مجرور به حرف جرّ:‌اسمي که بعد از حروف جارّه ب...
مفعول مطلق (2325) : مفعول مطلق مصدر منصوبي است كه غالباً همجنس فعل بوده و براي بيان نوع ، تعداد يا تأكيد فع...
انواع فاعل (1583) : انواع فاعل : 1) اسم مرفوعي که بعد از فعل مي آيد را فاعل اسم ظاهر مي گويند : 2) ض
انواع ضماير و نحوه ي مجهول كردن فعل ها (2509) : فعل مجهول فعلي است كه فاعل آن حذف شده است و فعل مجهول به نائب فاعل كه در اصل مفعول به جمله است ن...
انواع لا (1829) : انواع لا : لاي نهي: لايي که بر سر شش صيغه مضارع مخاطب مي آيد موجب مجزوم شدن فعل مي شود. ...
موصوف و صفت (2381) : صفت در زبان عربي به دو قسم است: 1) صفت مفرد 2) جمله وصفيه صفت مفرد: اسمي ا
مفعول مطلق: (2511) : مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات ان...
مفاعيل (1974) : مفاعيل مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است. انواع ...
انواع اسم‌هاي غير منصرف 3 (1766) : اسم‌هاي پنج‌گانه: اسماء خمسه: اسم‌هاي ابٌ (پدر)، اخٌ (برادر)، ذو (صاحب)، فمٌ (دهان)، حمٌ (خويشاو...
منادي (1655) : منادا اسمي است که بعد از حرف ندا قرار مي گيرد که مهم ترين آنها (يا / أ / ا ) مي باشد. منادا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

فعل مهموز
فعل مهموز: فعلي است که يکي از حروف اصلي آن همزه باشد. مهموز سه قسم است: مهموز الفاء: فعلي است که حرف اول آن همزه باشد، مانند: أمَرَ مهموز العين: فعلي است که حرف وسط آن همزه باشد،‌مانند

فعل ناقص:
فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب فعل‌هاي معتل ناقص به دو دسته ي: 1) ناقص واوي: دَعَوَ، تَلَوَ، عَفَوَ، نَموَ 2) ناق

حال (عربي)
حال: لفظ منصوبي است كه حالت اسمي را در حين انجام فعل بيان مي‌كند. مثال: عاد الطّالبُ مُسرعاً (‌دانشجو شتابان بازگشت)‌ درمثال بالا،‌واژه «مُسِرعاً)= (شتابان)‌ حالت «الطالب» = (‌دانشجو

بدل:
بدل: «بدل» اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد و فعل به آن نه به اسم پيشين، نسبت داده شود. اسم پيشين را كه بدل درباره‌ي آن توضيح مي‌دهد «مبدلٌ‌منه» مي‌گويند،

عطف بيان
عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صديقكَ عليٌ (دوست علي آمد) در جمله بالا، «عليٌ» عطف بيان است، زيرا جامد است و درباره‌ي «صديق»

صفحه قبل   1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد