| تعداد بازديد تا كنون: 3539 بار |
| عنوان : اسم معرفه و نكره |
اسم نكره:اسمي است كه در آخر آن تنوين باشد. علامت و نشانه هاي معرفه بودن را نداشته باشد و جزء معارف ششگانه نيز نباشد. | اسم معرفه: اسمي است كه علامات و نشانه هاي معرفه را داشته باشد ويا جزء معارف شش گانه باشد. | انواع معارف: 1- ضمير 2- اسم اشاره 3- اسم موصول 4- اسامي عَلَم يا خاص 5- اسم معرف "ال" 6- معرف به اضافه. | 1- ضمير: | ضمير به كلماتي گفته مي شود كه جانشين اسم مي شوند،مثل : هُوَ ، أنت ،أنا .... ضماير بر چهار قسم تقسيم مي شوند: 1- ضمير منفصل مرفوع 2- ضمير منفصل منصوب 3- ضمير متصل مرفوع 4- ضمير متصل منصوب و مجرور. | ضمير منفصل مرفوع: به ضميرهايي گويند كه جدا و منفصل از كلمات ديگر و به صورت مستقل به كار برده مي شوند، اين ضماير جانشين فاعل و مبتدا مي شوند و چون فاعل و مبتدا در زبان عربي مرفوع هستند به آنها ضماير منفصل مرفوع گويند و عبارتند از :
|  | ضمير منفصل منصوب: اين ضماير جانشين مفعول به ،مفعول صريح يا بي واسطه قرار مي گيرند و چون مفعول فيه در عربي منصوب است،آنها را ضماير منفصل منصوب خوانده اند: |  | ضماير متصل: ضمايري هستند كه به فعل يا اسم يا حرف متصل مي شوند. ضماير متصل بر دو قسم هستند: | 1- ضماير متصل به فعل يا ضمير مرفوع: اين ضماير همراه فعل معلوم يا مجهول مي آيند و نقش فاعل يا نائب فاعل دارند، اين ضماير به افعال ماضي، مضارع و امر متصل هستند: |  | نكته: به ضمايري كه به فعل متصل هستند، ضماير بارز مي گويند امّا افعالي كه ضمير بارز ندارند، فاعل آنها ضميرمستتر مي باشد، در صيغه ي «1» كَتَبَ و يَكتُبُ (ضمير مستتر هُوَ فاعل است)، در صيغه ي «4» كَتَبَتْ و تَكْتُبُ (فاعل ضمير مستتر هي) است، در صيغه ي «7» فعل مضارع (تَكتُبُ) (أنتَ ضمير مستتر وفاعل است) در صيغه هاي (13 و 14 فعل مضارع) أكتُبُ و نَكتُبُ نيز به ترتيب «أنا و نحن» ضمير مستتر و فاعل هستند. |  | نكته: هنگام اضافه شدن ضمير متصل «ي» به فعل قبل آن نون وقاية به فعل اضافه شود. | 
| نكته: هرگاه ضمير متصل، به جمع مذكر سالم و اسم مثني اضافه شود نون تثنيه و جمع مي شود: عيناكَ ، طالبوكُما | 2- اسم اشاره: اسمهائي كه از آنها براي اشاره به دور و نزديك استفاده مي شود: |  | براي اشاره به مكان دور هناكَ و هنالكَ و ثَمَّ (آنجا) و براي اشاره به مكان نزديك از هُنا (اينجا) استفاده مي كنيم. | 3- اسم موصول:اسمي است كه معني آن كامل نمي شود مگر با جمله اي كه بعد از آن مي آيد و صله نام دارد و معادل كسي كه و چيزي كه فارسي است. مثل: اشتريْتُ كتاب الذي رأيتُهُ في السوق. «خريدم كتابي را كه ديدم آنرا در بازار» همانطور كه از معني جمله فهميده مي شود معني جمله با جمله ي بعد از الذيْ تكميل شده است. | اقسام موصول:
| الف) موصول مختصّ : كه هميشه به صورت موصول به كار مي رود و داراي صيغه هاي مفرد، مثني و جمع است و به مؤنث و مذكر تقسيم مي شود.
|  | ب) موصول مشترك: كه گاه موصول ، گاه اسم استفهام و گاه اسم شرط هستند و در مفرد، مثني و جمع و مذكر و مؤنث يكسان هستند. و عبارتند از " مَن " كه براي شخص يا اشخاص مي آيد و "ما" كه براي چيز يا چيزها آورده مي شود. | 4- اسم عَلَم يا اسامي خاص: اسمي است كه فرد معيّن يا شناخته شده اي را مي رساند. مثل: محمد ،علي ، مريم .... | اسم عَلَم در مقابل اسم جنس به كار مي رود كه براي افراد يك جنس بكار مي رود، مثل : انسان، بَلد ، طاير... | نكته :اسم عَلَم ، معرفه است هر چند تنوين داشته باشد، مثل: محمدٌ ، عليٌ ... | عَلَم بر سه گونه است: الف)اسم و نام فرد بخصوص : علي ،محمد ، مريم.... ب) لقب فرد كه همراه با معني مدح و ذّم مي باشد: شيخ الرئيس، حمالة الحطب.... ح) كنيه ي فرد كه همراه أب و أم مي آيد: ابوالقاسم ، أم سلمة.... | 5- معرفة به "ال" : براي اين كه يك اسم نكره ، به صورت معرفه در آيد، "ال" را به آن اضافه مي كنيم، از اين رو اين "ال" را الف و لام تعريف مي ناميم. مثلاً : رَجُلٌ ، كتابُ ، شَجرةٌ .... با "ال" معرفه مي شوند. الرجُلُ ،الكتابُ ، الشجرةُ ... و "معرفه به ال" مي شوند. | نكته : وقتي "ال" بر سر يك اسم مي آيد تنوين در آن از ميان مي رود. نارٌ ، النارُ | 6- معرف به اضافه: هرگاه اسم نكره اي به اسم معرفه اضافه شود، معرفه مي گردد و در اصطلاح به آن معرف به اضاه مي گويند. مثل: كتابٌ نكره است ، امّا وقتي كه ضمير " هُ " به آن اضافه شود معرّف به اضافه مي شود:كتابُهُ. | نكته : اسمهايي كه معرف به اضافه مي شوند مضاف هستند و مضاف " ال و تنوين " نمي گيرد. مثلاً :رسول ٍ وقتي رسول ِ الله مي شود تنوين خود را از دست مي دهد و ال هم نمي گيرد. |
|