امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2592 بار
عنوان : حکمت مشاء 4

یکی از برهان های معروف در محال بودن تسلسل ، برهان فارابی است که می توان آن را یکی از دلایل فلسفی اثبات وجود خدا هم به حساب آورد .

این برهان به برهان اسدّ و اخصر – یعنی محکم ترین و کوتاه ترین دلیل در نفی تسلسل – معروف است .

در این برهان از اصل « تقدم علت بر معلول » استفاده شده است . این اصل بیان می کند که علت بر معلول خود تقدم وجودی دارد و معلول در مرحله و مرتبه ی بعد از علت قرار گرفته است ؛ یعنی ، وجود معلول ، مشروط به وجود علت است ، در صورتی که وجود علت ، مشروط به وجود معلول نیست . به بیان دیگر ، درباره ی « معلول » این شرط صادق است که « تا علت وجود پیدا نکند ، او وجود پیدا نمی کند » اما درباره ی « علت » این شرط صدق نمی کند که « تا معلول وجود پیدا نکند او وجود پیدا نمی کند » . حرف « تا » همان نشانه ی شرط است .

حال به این مثال توجه کنید ؛ فرض می کنیم یک گروه نظامی قصد حمله به دشمن دارد اما هیچ یک از نفرات ، حاضر نیست در این امر پیش قدم شود یا حتی با دیگران هم قدم باشد . به سراغ نفر اوّل که می رویم می گوید « تا » نفر دوم آغاز نکند ، من هم آغاز نخواهم کرد . نفر دوم نیز همین سخن را درباره ی نفر سوم می گوید و نفر سوم نیز نسبت به نفر چهارم و .......... . بدین ترتیب ، یک نفر هم پیدا نمی شود که بدون شرط اقدام به شروع حمله کند . آیا در چنین وضعی ممکن است حمله ای آغاز شود ؟ البته نه ؛ زیرا حرکت هر فرد مشروط به حرکت فرد دیگر است ؛ حرکت غیر مشروط یافت نمی شود و این زنجیره که همه ی اعضای آن عمل را به دیگری مشروط کرده اند ، هرگز اقدامی صورت نمی دهد .

اکنون اگر سلسله ای نامتناهی از علت ها و معلول ها را در نظر آوریم ، چون همه ی افراد این سلسله ، خود معلول علت بالاتر از خود هستند ، در نتیجه وجود هر کدام مشروط به وجود دیگری است که وجود آن به نوبه ی خود ، مشروط به دیگری است . تمام آن ها به زبان حال می گویند « تا » آن فرد دیگر ، وجود پیدا نکند ، ما نیز وجود پیدا نخواهیم کرد و چون این سخن بدون استثنا زبان حال همه ی افراد زنجیره است ، پس همه ی آن ها مجموعاً مشروط هایی هستند که شرط وجودشان یعنی « علتی که خود معلول دیگری نباشد » وجود ندارد ؛ پس این زنجیره هرگز وجود پیدا نخواهد کرد .

اگر زنجیره موجود شود ، به ناچار باید موجودی که خود معلول دیگری نباشد ( یعنی علتی که خود معلول علت بالاتری نیست ) در رأس این زنجیره قرار گیرد . بدین ترتیب ، برای موجود شدن زنجیره ، موجودی لازم است که وجود آن مشروط به وجود دیگری نباشد و سلسله با وجود او آغاز گردد . پدید آمدن زنجیره تنها و تنها در گرو وجود یک سر سلسله یعنی یک وجود نامشروط است که علت العلل یا علت نخستین نامیده می شود . او سرچشمه ی همه ی علت ها و معلول های دیگر است و وجودش ضامن تحقق زنجیره است ؛ بنابراین ، یک زنجیره ی موجود از علل و معلول ها قطعاً باید به یک علت العلل ختم شود که در این صورت نامتناهی بود . ( ص 35 و 36 و 37 )

نكات تستي مرتبط
ادراكات اعتباري (2587) : حکمای اسلامی تقسیم ارسطویی را درباره ی همه ی انواع علوم عقلی پذیرفته اند و حکمت و فلسفه را در حا...
حکمت مشاء1 (2729) : از جمله مطالبی که حکمای مشاء به وضوح و به طور مفصّل درباره ی آن بحث کرده اند ، مسئله ی تفکیک وجو...
نمایندگان مکتب مشاء1 (2561) : وی به عنوان زعیم همه ی فلاسفه ی مشا دراواخرعمرکتابی به نام "منطق المشرقین" تالیف کرد.این کتاب، خ...
حکمت اشراق 4 (2599) : شیخ اشراق برای تدوین فلسفه ی خویش ازمنابعی چند مدد جسته است. تاثیراین منابع را درسراسرآثاراو می ...
نمایندگان مکتب مشاء 2 (2457) : دررساله ی حی بن یقظان ، عارف ، سفرمعنوی خود راآغازمی کند. او با ارشاد وراهنمایی مرشد خویش قدم به...
نمایندگان مکتب مشاء 3 (2475) : طبیعت شناسی ابن سینا یکی ازبرجسته ترین ابعاد فکری اوست. به نظرابن سینا روش مطلوب ومناسب برای تحق...
افول حکمت مشاء (2699) : سهروردی واجب الوجود را نورالانوارمی داند وهمه ی مراتب وجود را نیزکه ازنورالانوارصادرشده اند، با ...
حکمت مشاء 2 (2481) : حکما در باب واقعبت اشیا یعنی همان قضایایی که مفهوم چیزی را موضوع قرار می دهیم و وجود و هستی را ب...
حکمت مشاء 3 (2352) : منطقیین در هر قضیه ی حملی – یعنی قضیه ای که در آن محمولی به موضوعی نسبت داده می شود – سه نوع راب...
مکتب مشاء 5 (2641) : براین اساس، بهترین مدینه ها، مدینه ای است که مردم آن به اموری مشغول وبه فضایلی آراسته اند که درن...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

تأكيد:
تأكيد: در عربي گاه با تكرار يك لفظ و گاه با كلماتي خاص به تأكيد يك مفهوم مي‌پردازند به چنين الفاظ و كلماتي كه تأكيد كننده مفهوم پيش از خود هستند. «تأكيد» گفته مي‌شود. تأكيد با تكرار لفظ را «تأ

مفعول‌فيه (ظرف):
مفعول‌فيه (ظرف): «مفعول‌فيه» يا «ظرف» اسم زمان يا مكاني است كه نشان‌دهنده زمان يا مكان انجام فعل است. مفعول فيه معادل قيد زمان و مكان در فارسي است. مثال: دَرستُ صباحَ اليومِ (امروز صبح درس

مفعول له (مفعول لِأجله)
مفعول له (مفعول لِأجله) مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را نشان مي‌دهد. مثال: اُصلّي قُربةً إلي اللهِ (براي نزديكي به خدا نماز مي‌خوانم) در مثال بالا، «قربةً» = (نزديك شدن

مفعول مطلق:
مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات انجام فعل به كار مي‌رود. قسم اول را « مفعول مطلق تأكيدي » ، قسم دوّم را « مفعول مطلق نوعي » و قسم سوم را

ترجمه وتعريب
ترجمه و تعريب : شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خ

صفحه اول ... صفحه قبل   2     3     4     5     6   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد