امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2561 بار
عنوان : فقر وجودي

حتماً آرای گوناگونی را که متکلمان و حکیمان در باب ملاك نیازمندی معلول به علت، ابراز داشته بودند به یاد دارید. متکلمان نظریه ی «حدوث» و حکیمان نظریه ی «امکان ماهوی» را برگزیده بودند. حكيمان با انتقاد به نظريه ي « حدوث » معتقد بودند كه یک معلول تنها از آن نظر که ماهیتی ممکن الوجود است و نسبت آن به وجود و عدم متساوی است، به علتی نیازمند است که آن را از تساوی خارج کند و به عرصه ی وجود وادار سازد.

اما در منظر اصالت وجود و تشکیک وجود این بحث سیمایی متفاوت پیدا می کند . نگرش اصالت وجود به جهان ریشه ی نیازمندی به علت را در ماهیت و امکان آن یعنی نسبت مساوی ماهیت به وجود و عدم جست و جو نمی کند بلکه آن را در حاق واقعیت، یعنی وجود و هستی آن می جوید. معلولیت و وابستگی موجودات ، ناشی از ضعف مرتبه ی وجود آن هاست. وابستگی و احتیاج در وجود ، ریشه در نقص و فقدان دارد. هر اندازه که موجودی از نظر رتبه پایین تر باشد و شدت وجودی کم تری داشته باشد، ناقص تر و در نتیجه وابسته تر به مراتب ما فوق خویش است. پس، ملاک نیازمندی معلول به علت را باید در ضعف و نقص مرتبه ی وجودی آن دانست. بر اساس این نظریه که به نظریه ی «فقر وجودی» معروف است، اگر وجودی در مرتبه ی خود از چنان شدتی برخوردار باشد که هیچ نقص و ضعفی در آن متصور نباشد، غنای ذاتی دارد و بی نیاز مطلق است؛ به تعبیر قرآن کریم «صمد» است و ماسوای او که همه در درجات مادون وجود قرار دارند ، نسبت به آن وجودِ بی نیاز و مطلق عین فقر و نیازمندی هستند. اوست علت حقیقی جهان و غیر او همه فقیر و محتاج و لذا معلول اند.

یا اَیُّها النّاسُ اَنتُمُ الفُقراءُ اِلَی الله و اللهُ هُوَ الغَنیُّ الحَمید.

ای انسان ها شما همه فقیر و محتاج به خداوندید و اوست که غنی و بی نیاز و ستوده است. طبق نظریه ی «فقر وجودی» - که از ثمره های عالی بحث اصالت وجود است - جهان هستی یک پارچه نیاز و تعلق به ذات الهی است و هیچ استقلالی از خود ندارد. اگر ذات الهی آنی پرتو عنایت خویش را باز گیرد، کل سلسله مراتب وجود محو و نابود می گردد و نور موجودات خاموش می شود . ملاصدرا می فرماید:

به هر جا دانه ای در باغ و راغی است

درون مغز او روشن چراغی است

بود نامحرمان را چشم و دل کور

و گرنه هیچ ذره نیست بی نور

بخوان تو آیه ی نور السموات

که چون خورشید یابی جمله ذرات

که تا دانی که در هر ذره ی خاک

يكي نوري است تابان گشته زان پاك

خداشناسی: در پرتو اصول حکمت متعالیه، شناخت فلسفی و عقلی نسبت به آفریدگار جهان به اوج خود می رسد. وجود، حقیقتی واحد در کل جهان هستی است. ذات الهی برترین و شدیدترین مرتبه ی وجود است؛ وجود او مطلق و نامتناهی است و به هیچ قید و شرطی مقید و محدود نیست. ذات حق جامع همه ی کمالات هستی است و کمالات او نامحدود است.

هر موجودی از آن جهت که بهره ای از وجود دارد، نشانه ای از وجود نامتناهی حق است اما همه ی موجودات در هر درجه و مرتبه ای که باشند ، عین فقر و نیاز هستند و هرگز شدت وجود آنها را با ذات حق نمی توان قیاس کرد . در نتیجه گویی نقص وجود آن ها پرده ای است که وجود نامتناهی حق را می پوشاند.

پرده ندارد جمال ، غیر صفات جلال

نیست بر آن رخ نقاب، نیست بر آن مغز پوست

يا :

حجاب روی تو هم روی توست در همه حال

نهان ز چشم جهانی ز بس که پیدایی

بنابراین، موجودات عالم همه از حیث وجود خود، ذات حق را نمایان می سازند و از حیث نقص و نیاز خود او را پنهان می کنند.

هوالاول و الآخر هو الظاهر و الباطن

او هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است و هم باطن .

جهان جمله فروغ نور حق دان

حق اندر وی ز پیدایی است پنهان

(صفحه ی 104 و 105 و 106)

نكات تستي مرتبط
نقش شهر (2657) : نقش شهر : هر شهر داراى نوعى عملكرد و كار اصلى است. جغرافى دانان شهرهايى را كه از نظر عمل...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

تأكيد:
تأكيد: در عربي گاه با تكرار يك لفظ و گاه با كلماتي خاص به تأكيد يك مفهوم مي‌پردازند به چنين الفاظ و كلماتي كه تأكيد كننده مفهوم پيش از خود هستند. «تأكيد» گفته مي‌شود. تأكيد با تكرار لفظ را «تأ

مفعول‌فيه (ظرف):
مفعول‌فيه (ظرف): «مفعول‌فيه» يا «ظرف» اسم زمان يا مكاني است كه نشان‌دهنده زمان يا مكان انجام فعل است. مفعول فيه معادل قيد زمان و مكان در فارسي است. مثال: دَرستُ صباحَ اليومِ (امروز صبح درس

مفعول له (مفعول لِأجله)
مفعول له (مفعول لِأجله) مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را نشان مي‌دهد. مثال: اُصلّي قُربةً إلي اللهِ (براي نزديكي به خدا نماز مي‌خوانم) در مثال بالا، «قربةً» = (نزديك شدن

مفعول مطلق:
مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات انجام فعل به كار مي‌رود. قسم اول را « مفعول مطلق تأكيدي » ، قسم دوّم را « مفعول مطلق نوعي » و قسم سوم را

ترجمه وتعريب
ترجمه و تعريب : شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خ

صفحه اول ... صفحه قبل   2     3     4     5     6   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد