امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2396 بار
عنوان : جوامع پيراموني و نيمه پيراموني

ژاپن كشوري است كه تا اوايل قرن بيستم ، موقعيتي مشابه ايران داشت. اين كشور علي رغم اين وضعيت، با اقداماتي كه از آن به عنوان «اقدامات توسعه اي» ياد مي شود ، توانست موقعيت خود را ابتدا به موقعيت نيمه پيراموني و سپس مركزي تغيير دهد. تجربه ي كشور ژاپن نشان دهنده ي اين است كه جوامع ، علي رغم شرايط تحميل شده از سوي كشورهاي مركز سرمايه ، مي توانند جايگاه خود را در نظام جهاني تغيير دهند .

در زماني نزديك تر به زمان خود ، به تجربه ي كشور روسيه به عنوان كشوري نيمه پيراموني بر مي خوريم . اين كشور در ابتداي قرن بيستم و بعد از انقلاب سال 1917 (انقلاب اكتبر) توانست موقعيت خود را بهبود بخشد.

چين نمونه اي ديگري است . اين كشور تا بعد از جنگ جهاني دوم ، موقعيتي پيراموني داشت اما بعد از انقلاب دهه ي 50 ميلادي (1949) توانست در جهت تغيير موقعيت خود در نظام جهاني حركت كند و اكنون موقعيتي برتر از نيمه پيراموني ها دارد؛ هرچند كه هنوز به عنوان يك مركز اصلي سرمايه شناخته نمي شود.

بعد از جنگ جهاني دوم و در دهه هاي 60 و 70 ميلادي نيز تجربه ي بعضي از كشورهاي امريكاي لاتين (مانند) آرژانتين پيش روي ما قرار مي گيرد اين كشورها با اجراي برنامه هاي توسعه ي مبتني بر جايگزين واردات با توليدات داخلي ، موقعيت پيراموني خود را به موقعيت نيمه پيراموني تغيير دادند. در دهه هاي اخير ، تجربه ي كشورهاي آسياي جنوب شرقي قابل ذكر است كه در زمان اندكي توانستند موقعيت پيراموني خود را به نيمه پيراموني تغيير دهند.

اين تجربه ها نشان مي دهد كه رابطه ي پيرامون – مركز ، رابطه ي تغيير ناپذير و جدي و قطعي ست و مي توان آن را تغيير داد (اما اين تغيير چگونه تحقق مي يابد؟)

تجربه ي كشورهاي ياد شده نشان مي دهد كه تغيير موقعيت در نظام جهاني ، در گام اول با اعتراض به جايگاه خود دراين نظام و نپذيرفتن موقعيت پيراموني همراه بوده است. اين اعتراض به شكل نگرش منفي نسبت به كشورهاي مركز ، وابستگي به آن ها ، اعتراض به حكومت هايي كه عامل اين وابستگي شناخته مي شوند ، اعتراض به نهادهاي اين وابستگي آغاز شده و با «بازگشت به خويشتن» ، بازگشت به فرهنگ بومي «روانشناسي منابع خود» و تلاش براي روي پاي خود ايستادن تداوم يافته است از اين رو مي توان گفت كه تغيير موقعيت در نظام جهاني در گام اول با تغيير نگرش و نگاه جامعه به خود و ارزيابي مجدد ارزش ها و آرمان ها ي اجتماعي و معمولاً «انقلاب» همراه است. (صفحه ي 132و 133)

نكات تستي مرتبط
روابط نابرابر فرهنگي در نظام جهاني (2498) : علاوه بر تفاوت های اسای درکمیت برنامه های ارائه شده جهت انتقال فرهنگ ، کشورهای توسعه یافته ، با ...
تغيير موقعيت ايران در نظام جهاني (2799) : البته صرف رخ داد انقلاب و طرح شعار استقلال و استكبار ستيزي، به تغيير جايگاه كشورها در نظام جهان...
اشكال كنترل و هدايت فرهنگ (2406) : با توجه به نتایج انتقال فرهنگ، امروزه دولت ها و گروه های مختلف ملی و فراملی به اشکال مختلف ، برا...
شاخص‌هاي مركزي (2840) : اگر جامعه آماري به چهار قسمت مساوي تقسيم شود، چارك‌هاي اول تا سوم به صورت زير مشخص مي شود: ...
تغيير موقعيت ايران در نظام جهاني (2) (2562) : تغيير موقعيت در نظام جهاني ، در گام اوّل با اعتراض به جايگاه خود در اين نظام و نپذيرفتن موقعيت ...
اصطلاحات موسيقي (2280) : اگر نقطه در بالا يا زير نت قر ار گير د ، نصف ارزش زماني آن نت اجرا شده و بقيه آن تبديل به سکوت م...
انواع تركيب - 1 (2796) : ترکیب قرینه: از انواع نخستین و در عین حال بسیار ساده‌ی ترکیب، نوع قرینه آن است. ...
برتري افراد ناخالص (2594) : برتري افراد ناخالص : اگر شايستگي افراد ناخالص از شايستگي افراد هر دو نوع خالص (غالب و مغلوب) بيش...
ژنتيك (3149) : متخصصان ژنتيك كه به بررسي شيوع كم خوني داسي شكل مي پرداختند، دريافتند كه در برخي مناطق آفريقا ال...
واكنشي نسبت به وابستگي (2490) : در مورد وقوع انقلاب اسلامي ايران در ربع آخر قرن بيستم، تحليل هاي بسياري ارائه گرديده است. يكي ا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

تأكيد:
تأكيد: در عربي گاه با تكرار يك لفظ و گاه با كلماتي خاص به تأكيد يك مفهوم مي‌پردازند به چنين الفاظ و كلماتي كه تأكيد كننده مفهوم پيش از خود هستند. «تأكيد» گفته مي‌شود. تأكيد با تكرار لفظ را «تأ

مفعول‌فيه (ظرف):
مفعول‌فيه (ظرف): «مفعول‌فيه» يا «ظرف» اسم زمان يا مكاني است كه نشان‌دهنده زمان يا مكان انجام فعل است. مفعول فيه معادل قيد زمان و مكان در فارسي است. مثال: دَرستُ صباحَ اليومِ (امروز صبح درس

مفعول له (مفعول لِأجله)
مفعول له (مفعول لِأجله) مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را نشان مي‌دهد. مثال: اُصلّي قُربةً إلي اللهِ (براي نزديكي به خدا نماز مي‌خوانم) در مثال بالا، «قربةً» = (نزديك شدن

مفعول مطلق:
مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات انجام فعل به كار مي‌رود. قسم اول را « مفعول مطلق تأكيدي » ، قسم دوّم را « مفعول مطلق نوعي » و قسم سوم را

ترجمه وتعريب
ترجمه و تعريب : شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خ

صفحه اول ... صفحه قبل   2     3     4     5     6   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد