امروز جمعه 20 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3447 بار
عنوان : شناخت فعل و اعلال

شناخت فعل

فعل صحيح :

فعل معتل :

يكي از حروف اصلي آن علّه باشد: حروف علّه عبارتند از : ( و – ا – ي )

(الف) در آخر فعل نشانه‌ي ناقص واوي است :

(ي) در آخر فعل نشانه‌ي ناقص يايي است :

اعلال چيست ؟

تغييرات در حرف علّه كه سبب سهولت در تلفّظ مي‌شود، اعلال ناميده مي‌شود .

اعلال به قلب

1) حرف علّه متحرّك ماقبل مفتوح تبديل به الف ( ا – ي ) مي‌شود .

2) واو ساكن ماقبل مكسور تبديل به ( ي ) مي‌شود .

3) ياء ساكن ماقبل مضموم تبديل به ( واو ) مي‌شود .

اعلال به اسكان

1) حرف علّه متحرّك ماقبل ساكن حركتش به ما قبل منتقل مي‌شود .

2) هرگاه حرف علّه ( واو – و – ياء ) در آخر كلمه قرار گيرند و ضمّه يا كسره داشته باشند آن ضمّه يا كسره حذف مي‌شود .

اعلال به حذف

1) برخورد دو ساكن ( التقاي ساكنين ) به صورتي كه يكي حرف علّه باشد، حرف علّه حذف مي‌شود .

2) افعال مضارع مجزوم معتل به واسطه‌ي جزم، حرف علّه آنها حذف مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل مثال :

فعل مثال در ماضي هيچ ‌گونه اعلالي ندارد و درست مانند فعل سالم صرف مي‌شود .

فعل مثال در مضارع واوي در هر 14 صيغه‌اش اعلال به حذف داريم. مانند :

فعل مثال در امر نيز از مضارع اعلال شده ساخته مي‌شود . مانند :

افعال مثال واوي كه مضارعشان بر وزن مي‌آيند. حرف علّه در مضارع و امر حذف مي‌شود .

ويژه‌ي انساني :

فعل‌هاي مثال واوي در مصدر باب افعال و استفعال حرف علّه واو قلب به ياء مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل اجوف :

فعل اجوف در ماضي صيغه‌هاي 1 تا 6 اعلال به قلب از 6 تا 14 علاوه بر اعلال به قلب اعلال به حذف هم دارد .

فعل اجوف در مضارع در همه‌ي صيغه‌هاي اعلال به اسكان داريم، ولي در صيغه‌هاي 6 و 12 ( يعني للغائبات و للمخاطبات ) علاوه بر اعلال به اسكان اعلال به حذف هم داريم .

فعل اجوف در امر در صيغه‌ي اول حرف علّه حذف مي‌شود، در بقيه صيغه‌ها آن را از مضارع اعلال شده مي‌سازيم و ديگر اعلالي نداريم .

براي درك بيشتر، يك فعل امر اجوف را صرف مي‌كنيم :

در مصدر فعلهاي اجوف در باب افعال و استفعال حرف علّه حذف و به جاي آن در آخر مصدر (ة گرد) اضافه مي‌شود .

اگر حروف جازمه قبل از فعل اجوف بيايد در صيغه‌هايي كه به نون اعراب ختم نمي‌شوند ( 14، 13 ، 7، 4، 1 ) حرف علّه حذف مي‌شود .

نكاتي در مورد فعل ناقص :

فعل ناقص در ماضي كه حرف دوم آن مكسور است ، بر وزن ( فـَعـِـلَ ) مي باشد فقط در صيغه ي 3 اعلال به حذف داريم .

فعل ناقص در ماضي كه حرف دوّم آن مفتوح است، بر وزن فـَعـَلَ مي‌باشد در صيغه‌ي 1 اعلال به قلب و در صيغه‌هاي 3 و 4 و 5 اعلال به حذف داريم :

فعل ناقص در مضارع كه به حروف علّه ( و – ي ) ختم مي‌شود و در صيغه‌هاي ( 1 – 4 – 7 – 13 – 14 ) اعلال به اسكان رخ مي‌دهد .

در صيغه‌هاي ( 3 – 9 – 10 ) اعلال به حذف صورت مي‌گيرد .

در مضارع مجزوم از فعل‌هاي ناقص صيغه‌هاي ( 1 – 4 – 7 – 13 – 14 ) علامت جزم، حذف حرف علّه است .

در ماضي مجهول فعل اجوف «الف» به « يـ » تبديل مي‌شود .

نكات تستي مرتبط
اعلال و اقسام آن (2913) : «اعلال»‌ : تغییراتی که در فعل معتل برای سهولت تلفظ صورت می گیرد را اعلال می گویند. اق...
مفاعيل (2502) : مفاعيل مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است. انواع ...
فعل ناقص: (3735) : فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب ...
افعال كمكي (3221) : افعال کمکي - تعريف: فعل کمکي فعلي است که به تنهايي استفاده نمي شود بلکه قبل از يک فعل اصلي ...
مجهول كردن فعل (2322) : مجهول كردن فعل: الف) فعل ماضي: براي مجهول كردن فعل ماضي، حرف ماقبل آخر را مكسور ...
جامد، مصدر و انواع مشتقات (3159) : جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.» ...
اعلال (3986) : «ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال ...
نايب فاعل (2203) : نائب فاعل: «نائب فاعل» اسم مرفوعي است كه بعد از فعل مجهول تامّي بيايد و فعل به آن اسم نسب...
فعل‌هاي چند مفعولي (2109) : فعل‌هاي چند مفعولي و افعال قلوب «فعل‌هاي تصيير» فعل‌هايي هستند كه به معني گرداندن، تبدي...
شناخت اسم معرفه و نكره (2335) : نكره: اسمي است كه براي مخاطب و شنونده، آشنا نباشد. مثلاً در جمله‌ي «قرأتُ كتاباً» (كتابي ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

تأكيد:
تأكيد: در عربي گاه با تكرار يك لفظ و گاه با كلماتي خاص به تأكيد يك مفهوم مي‌پردازند به چنين الفاظ و كلماتي كه تأكيد كننده مفهوم پيش از خود هستند. «تأكيد» گفته مي‌شود. تأكيد با تكرار لفظ را «تأ

مفعول‌فيه (ظرف):
مفعول‌فيه (ظرف): «مفعول‌فيه» يا «ظرف» اسم زمان يا مكاني است كه نشان‌دهنده زمان يا مكان انجام فعل است. مفعول فيه معادل قيد زمان و مكان در فارسي است. مثال: دَرستُ صباحَ اليومِ (امروز صبح درس

مفعول له (مفعول لِأجله)
مفعول له (مفعول لِأجله) مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را نشان مي‌دهد. مثال: اُصلّي قُربةً إلي اللهِ (براي نزديكي به خدا نماز مي‌خوانم) در مثال بالا، «قربةً» = (نزديك شدن

مفعول مطلق:
مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات انجام فعل به كار مي‌رود. قسم اول را « مفعول مطلق تأكيدي » ، قسم دوّم را « مفعول مطلق نوعي » و قسم سوم را

ترجمه وتعريب
ترجمه و تعريب : شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خ

صفحه اول ... صفحه قبل   2     3     4     5     6   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد