امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 5383 بار
عنوان : ترجمه وتعريب

ترجمه و تعريب :

شرط اساسي در ترجمه و تعريب دانستن زمان فعل‌ها و شناخت لازم يا متعدي بودن آنها، سپس تركيب‌هاي وصفي و اضافي و نيز ترجمه حروف در عربي و ... مي‌باشد كه چكيده‌اي از اين مطالب در زير خواهد آمد.

ابتدا نكاتي راجع به ترجمه افعال ماضي:

  • ماضي ساده = بر زمان گذشته دلالت دارد. ذَهَبَ = رفت ، أرْسَلَ = فرستاد.
  • .
  • توجه داشته باشيد كه ماضي منفي به صورت نقلي منفي نيز ترجمه مي‌شود.

  • ماضي نقلي: قد + ماضي = قَدْ ذَهَبَ = رفته است. [ به صورت ماضي ساده نيز ترجمه مي شود ولي با تأكيد] مطمئناً رفت.
  • ماضي بعيد: كان + قد + ماضي = كانَ قَدْ ذَهَبَ = رفته بود ( آوردن قَدْ الزامي نيست.)
  • ماضي استمراري: كان + مضارع = كانَ يَذْهَبُ = مي‌رفت
  • نكاتي راجع به افعال مضارع در ترجمه:

  • مضارع ساده: معادل مضارع اخباري در فارسي ترجمه مي‌شود. يَذْهَبُ = مي‌رود.
  • مضارع منفي: ما + مضارع / لا + مضارع مرفوع = ما يَذْهَبُ / لا يَذْهَبُ = نمي‌رود.
  • مضارع مستقبل = س – سوف + مضارع = سَيَذْهَبُ = خواهد رفت.
  • سوف يَذهبُ = خواهد رفت.

  • مستقبل منفي = لَنْ + مضارع منصوب = لَنْ يَذْهَبَ = هرگز نخواهد رفت.
  • .
  • (مَنْ يَدْرُسْ يَنْحَجْ) يا ( مَنْ دَرَسَتْ تَنَحَجْ) هر كه درس بخواند موفق مي‌شود.

    • جواب شرط= معناي مضارع اخباري مي‌دهد.

    • حرف (لَ) اگر بر سر فعل مضارع بيايد معناي زمان حال مي‌دهد. لأذَهبُ = الآن مي‌روم.

    • حرف (لَ) برسر خبر إنّ و أنّ معناي قطعاً و مسلماً مي دهد. إنّ الانسانَ لفي خسرٍ = إنسان قطعاً در زيان است.

    • حرف (لَ) و اسم اند در ابتداي جمله معناي «دارد» مي‌دهد. لي آمالٌ = آرزوهايي دارم.

    • (كانَ لَ) معناي «داشت» مي‌دهد. كانَ لي آمالٌ = آرزوهايي داشتم.

    • فعل‌هاي، معطوف به فعل ماضي بعيد يا استمراري در همان معناي بعيد يا استمراري معني مي‌شوند. اگرچه كان نداشته باشند. كان الصّديقانِ يَتَجوّلانِ و يَسْتَمَعانِ : دوستان گوش مي‌كردند و بهره مي‌بردند....

    • اگر موصوفي، مضاف‌اليه داشته باشد، آن مضاف‌اليه پس از صفت ترجمه مي‌شود. لغَةُ المسلمينَ المشتركةُ = زبان مشترك مسلمانان، عطشهُ الشديد= تشتگي شديد او.

    • اسم لما برسر ماضي معناي، هنگامي كه، مي‌دهد: لما ذَهَبتُ = هنگامي كه رفتم.

    • حرف لما + مضارع مجزوم = ماضي نقلي منفي: لما يذهبْ = هنوز نرفته است.

    • لاي نفي جنس معناي (هيچ .... نيست) مي‌دهد. لاشيءَ احسنُ من العفوِ= هيچ چيز بهتر از گذشت نيست.

    • إنَّ در ابتداي جمله معناي «همانا» « به راستي كه» مي‌دهد ولي اگر ترجمه نشود اشكالي ندارد. إنَّ المعلّمَ في الصّفِ = معلم در كلاس است يا «همانا» معلم در كلاس است.

    • أنَّ در وسط جمله معناي اين است كه ..... مي دهد. اِعْلَم أنّ اللهَ بصيرٌ بالعبادِ = بدان كه خدا نسبت به بندگان بيناست.

    • ضمير (نحنُ) مي‌تواند براي مثني (مذكر و مونث) و جمع (مذكر و مونث) ترجمه مي‌شود. نحنُ معلمانِ = ما دو معلم هستيم.نحنُ معلمون = ما چند معم هستيم.

    • فعل‌هايي كه پس از آن‌ها حرف جر (بِ) مي‌آيد متعدي معنا مي‌شود.

    • جاء بِ = آورد / ذَهَبَ بِ = برد / أخَذَ بِ = گرفت / شعَرَ بِ=احساس كرد.

    • پاره‌اي از فعل‌ها با حرف جر خاص به كار مي‌روند. مثل: حَصَلَ عَلي، عَزَم عَلي بَحث عَن، أصابَ بِ، أذِنَ ب، أعرضَ عَنْ، راغِب عَنْ، تَعرَض لِ، استمع الي و ...

    • گاهي مفعول در عربي همراه حرف متمم در فارسي ترجمه مي‌شود.

    • بلغت المنزلَ = به خانه رسيدم. نالَ غايَتَه = به هدفش رسيد. سالَه = از او پرسيد جاهدِ المشركينَ = با مشركان جهاد كن.

    • گاهي مصدر به صورت فعل ترجمه مي‌شود: قصدتُ الرجوع الي المنزل = خواستم به منزل برگردم. يَجْبَ عَلّيَ الاسراع = بر من واجب است بشتابم.

    • اسم نكره با (يك) يا (ي) ترجمه مي‌شود. رجلٌ = مردي ، يك مرد.

    • اسم معرفه به صورت معمولي يا با كلمه‌ي (آن) ترجمه مي‌شود. الرجلُ = مرد، آن مرد.

    * هولاء + اسم با ال دار = معني (اين) مي‌دهد. هولاء الرّجال = اين مردان .

    *هولاء + اسم بي ال = معني (اين‌ها) مي‌دهد. هولاء رجالٌ = اين‌ها مرد هستند....

    * من موصول = كسي كه / كساني كه

    * ماي موصول = چيزي كه / چيزهايي كه

    * من شرط = هركسي / هركس

    * ما شرط = هرچه / هرچيزي

    * من استفهام = چه كسي؟

    * ما استفهام = چه چيزي؟

    • ]مخصوص علوم انساني [ ماي تعجبي معناي «چه» «چه قدر» مي‌دهد. ما اجملً الربيعَ بهار (چه) ( چه قدر) زيباست!

    • إنّما برسر جمله اسميه معناي قطعاً و مسلماً مي‌دهد. إنما المؤمنون اخوةٌ = مسلماً مؤمنان برادرند.

    • إنّما برسر جمله فعليه معناي تنها فقط مي‌دهد. انّما يَذكَرَ ا... المؤمنونَ = فقط مؤمنان خدا را به ياد مي‌آورند.

    • فعل‌هاي مجزوم كه پس از فعل طلب (امر ، نهي) مي‌آيند به صورت التزامي ترجمه شده و قبل از آن‌ها ]تا[ مي‌آيد. اجتهِد تَنْجَحْ = تلاش كن تا موفق شوي.

    • كلمه‌ي هناكَ در ابتداي جمله معناي (وجود دارد) مي‌دهد هناك آمالٌ = آرزوهايي وجود دارد. ولي درغير اين صورت غالباً معناي (آن جا) مي‌دهد. رأيتْ التلاميذَ هناكَ = دانش‌آموز را آن جا ديدم.

    • ضمير فصل معناي (همان و تنها) مي‌دهد. اللهُ هوالغني = تنها خدا بي‌نياز است.

    • ضمير منفصل بعضي در ابتداي جمله معناي (تنها) مي‌دهد. ايّاكَ نعبدُ = تنها تو را مي‌پرستيم.

    • جار و مجرور ابتداي جمله معناي (فقط و مسلماً) مي‌دهد. الي المصيرُ = مسلماً بازگشت به وي خداست.

    * كُلّ + نكره = معني (هر) مي‌دهد = كُلُّ طالبٍ = هر دانش‌آموزي

    * كُلّ + جار و مجرور = معني (هريك) مي‌دهد = كُلُّ من الطلبةِ = هريك از دانش‌آموزان.

    * كُلّ + معرفه = معني (همه) مي‌دهد= كلُّ الطّالبِ = همه دانش‌آموزان.

    • حال مفرد به صورت قيد حالت و حال جمله اسميه معمولا به صورت ماضي بعيد و حال جمله فعليه با فعل مضارع به صورت ماضي استمراري و حال جمله فعليه همراه با قد + ماضي به صورا ماضي بعيد و ماضي ساده ترجمه مي‌شوند البته، جمله حاليه همراه با كلمه «درحالي كه» يا «كه» ترجمه مي‌شود. جاء الرجلُ مُتبسّماً = مرد خندان آمد. جاءَ الرّجُل و قد تَبَسَّمَ = مرد آمد در حالي كه لبخند زده بود. جاء الرّجُل يَتَبَسَّمُ = مرد آمد درحاليكه مي‌خنديد.

    • جمله وصفيه: با (كه) ترجمه شده و اگر فعل اصلي ماضي و فعل جمله وصفيه مضارع باشد به صورت ماضي استمراري ترجمه مي‌شود.

    • اگر فعل اصلي، مضارع و فعل جمله وصفيه نيز مضارع باشد به صورت (التزامي) ترجمه مي‌شود.

    • غالباً تمييز پس از اسم تفضيل به صورت تفضيلي ترجمه مي‌شوند. هُوَ اكثرُ في علماً = او داناتر از من است.

    • در استثناي مفّرغ مي‌توانيم جمله منفي را به صورت مثبت ترجمه مي‌كنيم ولي اين جمله بايد كلمه (فقط) ] به صورت مؤكد[ را داشته باشد. لا تَطْلُبْ إلا الحسناتِ = فقط خوبي‌ها را طلب كن.

    • مفعول له = معناي به خاطر، به علت و براي، مي‌دهد.

    • تمييز پس از فعل، معناي از نظر – از جهت، مي‌دهد و در صورتي كه در اصل فاعل باشد به شكل فاعل و در صورتي كه در اصل (مفعول به) باشد به شكل مفعول به مي‌توان آن را ترجمه نمود. منجّرنا الارض عيوناً = زمين را از نظر چشمه‌ها شكافتيم، يا چشمه‌هاي زمين را شكافتيم.

    - مبحث ترجمه و تعريب نيز مانند مبحث درك مطلب و تجزيه و تركيب از بحث‌هاي مهم درس عربي مي‌باشد كه براي فهم بيشترش نياز به دقت و تمركز روي نكاتش – كه توضيح داده شده است – دارد. لذا توصيه مي‌شود: قبل از پاسخ‌گويي به تست‌هاي اين مبحث، ابتدا قواعد و نكاتش را با دقت آموخته و سپس به حل تست‌ها بپردازيد. سرعت در حل تست‌هاي ترجمه و تعريب رمز اساسي براي موفقيت است، و سرعت بالا در تست‌زني نتيجه‌ي درك عميق مبحث مي‌باشد.

    نكات تستي مرتبط
    درك مطلب در عربي (2697) : مبحث درک مطلب از مهم‌ترين مباحث درس عربي مي‌باشد پيش از اين گفته شد که بحث تجزيه و ترکيب اساسي ت...
    موصوف و صفت (2993) : صفت در زبان عربي به دو قسم است: 1) صفت مفرد 2) جمله وصفيه صفت مفرد: اسمي ا
    حکمت اشراق 5 (2630) : سهروردی درطول عمرکوتاه اما پربارخود درزمینه ی فلسفه کارزیادی انجام داد و حدود پنجاه کتاب ورساله ...
    حروف ناصبه (2210) : حروف ناصبه: حروفي هستند كه بر سر فعل مضارع قرار مي‌گيرند و آن را منصوب مي‌كنند كه عبارتند از: [أ...
    لاي نفي جنس (2547) : لاي نفي جنس كه در فارسي آنرا به معني " هيچ نيست " ترجمه مي كنيم مانند " إنَّ " عمل مي كند يعني ا...
    كليدسل در موسيقي (2108) : كليد: نشانه‌اي كه در آغاز خط حامل قرار مي‌گيرد و براي شناختن نام نت‌ها بر روي حامل به كار ...
    ادوات شرط: (2683) : ادوات شرط: إنْ = اگر/ ما = هرچه/ مَنْ = هر کس/ أينَما = هر کجا، از ادوات شرط محسوب مي‌ش...
    انواع لا (2484) : انواع لا : لاي نهي: لايي که بر سر شش صيغه مضارع مخاطب مي آيد موجب مجزوم شدن فعل مي شود. ...
    تمييز (2344) : براي اينكه علت درستي اين گزينه‌ را بفهميم [مبحث تمييز] و نكات مهم مبحث را با هم مرور مي‌كنيم. ...
    حروف مشبهه بالفعل (2174) : «حروف مشبهة بالفعل» حروف مشبهة بالفعل مبتدا را منصوب و خبر را مرفوع مي‌كنند. به مبتدا، اس...

    جستجوي نكات تستي
    كليه مقالات

    جديدترين مقالات :

    n ضلعي‌ها
    تعریف n ضلعی: همان طور که از اسم آن پیداست شکلی هندسی است که از n ضلع تشکیل شده است و دارای دو نوع است. محدب و مقعر. بطوریکه هرگاه امتداد یک ضلع از آن خود n ضلعی را قطع کند n ضلعی مقعر و در غیر

    تشخيص نام گام از روي ملودي( شناخت تناليته )
    تشخيص نام گام از روي ملودي ( شناخت تناليته ) به علائم سرکليد نگاه کنيد، نام گام ماژور و مينور نسبي آن را بدست آوريد به نسبت آغازين و نت پايان ملودي نگاه کنيد تا نت تونيک يکي از دو گام ماژور

    گام مينور
    نکته يک : هر گام مينور داراي يک همسايه اصلي و 4 همسايه فرعي است. نکته دوم : ماژور نسبي يک گام مينور تنها همسايه اصلي آن است. نکته سوم : اگر از نام مبنا (مينور) ي

    گام ماژور ( 2 )
    هرگام ماژور داراي 3 همسايه اصلي و 2 همسايه فرعي است. نکته يک : مينور نسبي يک گام ماژور تنها همسايه اصلي آن در مينورها مي باشد. نکته دوم : اگر از نام گام مبنا (ماژور) يک فاص

    گام‌هاي آنارمونيك
    گام هاي آنارمونيک : هرگاه دو گام هم نام نباشند ولي داراي صداي يکسان باشند، دو گام آنارمونيک خواهيم داشت. براي پيدا کردن گام آنارمونيک، آنارمونيک نُت تونيک گام را پيدا کنيد براي م

    صفحه اول ... صفحه قبل   4     5     6     7     8   صفحه بعد ... صفحه آخر

    براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



    © كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد