امروز شنبه 21 دي 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2588 بار
عنوان : ادراكات اعتباري

حکمای اسلامی تقسیم ارسطویی را درباره ی همه ی انواع علوم عقلی پذیرفته اند و حکمت و فلسفه را در حالت کلی دو قسم می دانند: 1- حکمت نظری 2- حکمت علمی.

فلسفه ی نظری دانشی است که درباره ی اشیا، آن چنان که هستند ، بحث می کند و فلسفه ی عملی دانشی است که درباره ی افعال انسان، آن چنان که شایسته است باشد، بحث می کند. فلسفه ی نظری خود بر سه قسم است:

1- الهیات یا فلسفه ی عُلیا یا فلسفه ی که خود شامل دو بخش است : امور عامه که بحث از موجود است از حیث موجود بودن و دیگر الهیات بالمعنی الاخص است.

2- ریاضیات یا فلسفه ی وسطا که خود شامل چهار بخش است و هر بخش علمی جداگانه محسوب می شود: حساب، هندسه، هیئت، موسیقی.

3- طبیعیات یا فلسفه ی سُفلا که خود اقسام زیادی دارد.

فلسفه ي عملي نيز به نوبه ي خود داراي سه قسم است:

1- علم اخلاق

2-علم تدبير منزل

3- علم سیاست مُدُن .

پس حکمت نظری شامل همه ی علومی است که از واقعیت اشیا و به عبارت دیگر از «هست ها» سخن می گویند؛ در حالی که حکمت عملی به انسان محدود می شود و بحث آن مربوط به «باید ها» است.

بدین ترتیب، حکما حکمت نظری را حاصل عقل نظری و حکمت عملی را حاصل عقل عملی می دانستند ؛ یعنی، برای عقل دو قوه قائل بودند: یکی قوه ی نظری که نفس با این قوه می خواهد عالم خارج از خود را کشف کند و دیگر قوه ی عملی که نفس به کمک آن زندگی فردی و اجتماعی خویش را تدبیر می کند. در میان حکما شاید بیش از همه شیخ الرئیس در این زمینه بحث کرده و اقسام حکمت نظری و عملی را توضیح داده باشد.

علی رغم همه ی این بحث ها باز هم درباره ی قوه ی عقل عملی ابهامی وجود دارد؛ این که آیا واقعاً نفس آدمی دارای دو قوه ی عقلانی جداگانه است ؟ آیا ما بیش از یک قوه ی عقل نداریم که این قوه دو نوع ادراک و فعالیت دارد؟ اصولاً رابطه ی حکمت نظری و حکمت عملی چگونه است؟

علامه طباطبایی در مقاله ی ششم از کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم ، با عنوان «ادرکات اعتباری» به این بحث پرداخته است.

نكات تستي مرتبط
نظر علامه طباطبايي (2664) : شکی نیست که از لحاظ منطقی هیچ گاه نمی توان «باید» را از «هست» به دست آورد؛ مثلاً اگر در ذهن خود...
تكيه گاه شناخت (2889) : بدین ترتیب، علاوه بر تبیین منشأ اعتقاد به علیت، راه برای ادراکات دیگری در علم حصولی بازمی شود. ا...
بايدها و نبايدها (2506) : ایشان بحث خود را با این مقدمه آغاز می کند که طبیعت در ذات خود اهداف و غایاتی دارد که به سوی آن ه...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

رابطه‌ي گام هاي ماژور و مينور
رابطه گام هاي ماژور و مينور هر گام ماژور، داراي يک مينور نسبي مي باشد و بالعکس. براي به دست آوردن مينور نسبي يک گام ماژور کافي است از نام گام ماژور يک فاصله‌ي سوم کوچک ( پرده ) پايين آمده و

الگوي مينور
اين الگو مبناي گام هاي مينور قرار مي گيرد. در اين الگو بين درجات دوم ( ) و سوم ( ) و همچنين بين درجات پنجم ( ) و ششم ( ) نيم پرده فاصله است. پس با اين ترتيب الگوي قرار گرفتن فاصل

تشخيص علائم سركليد از روي نام گام
تشخيص علائم سرکليد از روي نام گام کافي است بدانيم که نام گام همان بمل ماقبل آخر است و اگر توالي بمل ها را درنظر داشته باشيم آخرين بمل را هم مي توان پيدا کرد. براي مثال مي خواهيم علائم سرک

تشخيص نام گام از روي علائم سركليد ماژورهاي بمل‌دار
تشخيص نام گام از روي علائم سرکليد ماژورهاي بمل دار براي به دست آوردن نام گام کافي است که به بمل ما قبل آخر نگاه کنيم يا يک فاصله چهارم درست از آخرين بمل پايين بياييم. براي مثال در تصوير زير

ماژور بمل دار
همانطور که مشاهده کرديد براي رسيدن به الگوي گام ماژور از علائم تغيير دهنده استفاده کرديم ولي اين دفعه به جاي (ديز) از علامت بمل ( ) استفاده کرديم. پس ما با گام هاي ماژور بمل دار مواجه هستيم. در گ

صفحه اول ... صفحه قبل   5     6     7     8     9   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد