| تعداد بازديد تا كنون: 3898 بار |
| عنوان : مكتبهاي هنري |
| با شکلگيري مکتب هرات (اواخر قرن هشتم) عناصر چيني و بيزانس از نگارگري ايراني حذف گرديدند و اين مکتب به غناي ناب ايراني نزديک گرديد. | ويژگيهاي مکتب: | - غني شدن رنگها
- ترکيببندي منسجم بر اساس دايره
- روايتگري و توصيفي
- ايجاد حالات رواني در پيکرهها
- تأکيد و تمرکز بر شخصيت اصلي تصوير
- پرسپکتيو مقامي
- استفاده از کادر عمودي
- رقم زدن نام هنرمند
| نگارگران برجسته مکتب : «روح الله ميرک»، «مير خليل»، «مولا علي مصور»، «کمال الدين بهزاد» | آثار مهم مکتب: معراج نامه – شاهنامهي بايسنغري – کليله و دمنهي بايسنغري – مرقع گلشن (اثر بهزاد). | نکته: | شاهنامهي بايسنغري شاهکار مکتب اوليهي هرات است. | حضور کمالالدين بهزاد در اين عصر باعث تحولاتي در نگارگري ايران گرديد که گاهاً خود در مکتبي مجزا بررسي ميگردد. | از جمله تحولات ايجاد شده توسط بهزاد: | - نوآوري در مضامين و موضوعات
- نوآوري در تکنيک و اسلوب
| بهزاد را سردمدار واقعگرايي در نگارگري ايراني ميدانند. | نخستين تک چهرهسازي توسط بهزاد ايجاد شده است. |  | | در انتهاي حکومت ايلخاني با مرکزيت شهر بغداد، هنرمندان تصويرگر با تلفيق دستاوردهاي مکاتب بغداد، تبريز يا مغولي و شيراز مکتبي را ايجاد نمودند که بعدها به مکتب جلايري يا مکتب بغداد – تبريز معروف گشت. | ويژگيهاي مکتب: | - استفاده از تعداد محدود پيکرهها
- ايجاد فضاي بيکران
- نمايش طبيعت شاعرانه
- وسعت و تنوع رنگي
- ايجاد اسلوب نوين در نمايش عناصر معماري
- طبيعت پردازي
- گزينهي رنگي (رنگ پردازي)
| نگارگر برجستهي مکتب: جنيد بغدادي با تخلص سلطاني. | آثار مهم مکتب: ديوان خواجوي کرماني. |  | | عدم هجوم مغولان به شيراز و بازسازي آن باعث گرديد شيراز نيز به مثابهي تبريز تبديل به يک مرکز هنري در دورهي ايلخاني گردد. هنرمندان شيراز سعي در حفظ سنتهاي هنر تصويرسازي ايراني داشتند. | نکته: | مهمترين وجه تمايز مکتبي که در شيراز شکل گرفت با مکتب تبريز عدم الگو برداري از عناصر بيگانه (چين و بيزانس) بوده است. | ويژگيهاي مکتب: | - الگو برداري از مکتب سلجوقي
- سادهگرايي
- استفاده از افق بلند و رفيع
- عدم توجه به منظره پردازي
- توجه و تأکيد بر موضوعات انساني و زندگي انسان
- استفاده از کتيبه در فضاي تصوير
- عدم القاي بعد حجم و فضا
| نگارگران برجستهي مکتب «پير احمد باغ شمالي» | آثار مهم مکتب: مونس الاحرار- خاور نامه (قديميترين نسخهي مکتب)- شاهنامهي ابراهيم سلطان – گلچين اسکندر سلطان – شاهنامهي قوام الدين حسن. | مکتب اوليه ي تبريز (مغولي): | با حاکميت مغولان بر ايران که گسترهي امپراطوري آنها بسيار وسيع بود، نقاشان ممالک متفاوت از جمله چيني، بيزانسي، و ايراني از هم تأثير پذيرفتند، علاقهي وافر مغولان به نقاشي چيني باعث رواج عناصر نقاشي چيني در ايران شد. | در اين دوره با مرکزيت تبريز مکتبي در ايران نضج گرفت که به مکتب اوليه تبريز معروف گرديد. اين مکتب آميزهاي از عناصر چيني، بيزانسي و ايراني است. | ويژگيهاي اين مکتب: | - ساماندهي عناصر در کادر افقي
- تأثيرات نقاشي چيني دورهي تانگ و سونگ
- واقعگرايي و دقت در طراحي مضامين
- استفاده از رنگ نقرهاي به مقدار زياد
- نمايش توأم فضاي داخل و خارج (فضاي همزماني)
- عناصر تصويري تيرهتر از پس زمينه
- عدم قرينهسازي در ترکيببندي
- ترکيببندي عناصر به صورت دسته دسته در چند سطح
- تنوع و وسعت رنگي
| نگارگران برجستهي مکتب: احمد موسي – خواجه عبدالحي – امير دولتيار – خواجه شمسالدين. | آثار مهم مکتب: منافع الحيوان – جامعالتواريخ – شاهنامهي دموت – ابوسعيد نامه – تاريخ چنگيزي. | نکته: | مجلسسازي – شيوهي نوين توسط احمد موسي در اين دوره ابداع کردند. | نکته: | وجه مشترک نگارههاي مکتب اوليه تبريز عناصر تيرهتر از پس زمينه ميباشد. | | تک چهره نگاري ، عمق نمايي و تفکيک فضاي مثبت و منفي ، اولين بار درمکتب نگارگري اصفهان مشاهده شدند. «رضا عباسي» را پايه گذار اين مکتب مي دانند.از ويژگي هاي ديگر اين مکتب مي توان از نقاشي به صورت رقعه ، استفاده از خطوط منحني ، استفاده از حداقل رنگ و استفاده از حالت توصيفي و بياني خطوط نام برد. | | ويژگي هاي اين مكتب عبارتند از : رنگ هاي روحي و شفاف ، رعايت ترکيب بندي به صورت انباشته و رويهم ، قلم گيري مشکي در مرز پيکره ها. | | ويژگي هاي اين مكتب عبارتند از : ايجاد عامل تحرک در پيکره ها ، تنوع در ترکيب بندي ، ايجاد فضاي آرماني ، شکستن قاب يا کادر با موضوعات ، پوشش سر اشخاص به صورت کلاه قزلباش ، عمدتاً با دم قرمز. |
|