| تعداد بازديد تا كنون: 2273 بار |
| عنوان : اقسام اعراب |
اقسام اعراب: | اعراب از نظر ظهور حركات در پايان كلمه بر چهار گونه است : اعراب اصلي ، اعراب فرعي ، اعراب تقديري، اعراب محلي . | اعراب اصلي: | وقتي است كه ضمّه يا رفع ، فتحه يا نصب ، كسر يا جر و در مورد فعل سكون يا جزم در كلمه نمايان مي شود، مثل : جاءَ عليٌ ، أكلتُ طعاماً ، ذهبتُ الي المدرسةِ ، لا تَتكلّمْ : در تمامي اين مثالها اعراب كلمه ، اعراب ظاهري يا اصلي است كه در آخر كلمه ظاهر شده است. | اعراب فرعي : وقتي است كه در كلمات معرب ، حرف يا حركتي به جاي حركت ديگري در آخر كلمه ظاهر مي شود، كه به شرح زير است: | الف) افعال مضارع معتل كه در حالت جزم ، مجزوم به حذف حرف علّه مي شوند:
| لم يَرْضِ ، لمْ يخشِ .
| ب) جمع مؤنث سالم: مثل: الخاشعاتُ ، عند المؤمناتِ
| جمع مؤنث سالم در حالت رفع و جر اعراب اصلي دارد امّا در حالت نصب به جاي فتحه (نصب) كسره مي گيرد: مثل:
|  | ج) اسمهاي غير منصرف: اين اسامي هنگام رفع و نصب اعراب اصلي مي گيرند ولي وقتي مجرور هستند نمي توانند كسره بگيرند و به جاي آن فتحه مي گيرند و مجرور به اعراب نيابي هستند: |  | نكته: اسمهاي غير منصرف تنوين و كسره نمي پذيرند ولي هنگامي كه "ال" بگيرند و يا مضاف واقع شوند مي توانند كسره را بگيرند. | د ) اعراب نيابي اسماء خمسه: أبْ (پدر) ، حَمْ (برادر شوهر) ، أخ (برادر) ، فَمْ (دهان) ، ذو(صاحب) . | اين اسماء در حالت رفع به جاي ضمّه " و" مي گيرند: |  | در حالت نصب و جر نيز به ترتيب "الف" و "ي" مي گيرند: |  | نكته: اين اسماء در صورتي اعراب نيابي مي گيرند :1- مفرد ، 2- مكبّر، 3- مضاف به غير ياء متكلم باشند. در غير اين صورت اعراب نيابي نمي گيرند: ذَهَبَ الابُ ، "الاب" چون مضاف نيست معرب نيابي نيست . ذَهَبَ الآباءُهم ، چون الآباء جمع است معرب به اعراب نيابي نيست، جاءَ أُخَيُّ چون مصغّراست معرب نيابي نيست، ذَهَبَ أبي ، چون أبي مضاف به ياء متكلم است بنابراين معرب نيابي نيست. | ج ) اعراب نيابي به جرف در جمع مذكر سالم: | در جمع مذكر سالم"ون" به نيابت از ضمّه در حالت رفع و "ين" به نيابت از فتحه و كسره در حالت نصب و جرّ به كار برده مي شود: جاءَ المعلمونَ ، رأيتُ المعلمينَ ، ذهبتُ إلي المعلمينَ . | ح) اعراب نيابي به حرف در مثني:
| در اسامي مثني "ان ِ" در حالت رفع به جاي ضمّه و "ين ِ" در حالت نصب و جرّ به جاي فتحه و كسره به كار برده مي شوند:
| خ) اعراب نيابي در افعال خمسه و افعالي كه متصل به الف مثني ، واو جمع و ياء مخاطب مي باشند، مانند: (يذهبانِ ، يذهبونَ، تذهبونَ ، تذهبين ، كه مرفوع به اثبات نون اعراب هستند، منصوب و مجرور مي شوند با حذف نون اعراب، لا تذهبا ، لن تذهبوا. | اعراب تقديري: | براي كلماتي به كار مي رود كه ساختمان آنها به صورتي است كه نمي توانند تمام حركات را قبول كنند: | الف) اسامي مقصور، اسامي هستند كه به الف ختم مي شوند، اين اسامي در هر سه حالت ضمّ ، فتح و كسر اعراب تقديري دارند: مانند:  | ب) اسامي منقوص، اسامي هستند كه ماقبل "ياء" كسره واقع شده باشد، مانند: القاضِي ، معاصِي ، داعي.... اسامي منقوص در حالت رفع و جرّ اعراب تقديري دارند امّا در حالت نصب اعراب آنها اصلي است: رأيتُ قاضياً ، ذهبتُ إلي القاضي، جاءَ القاضِي. | ج) اسمهاي مضاف به ياء متكلم: ذَهبَتْ أميّ ، ضربتُ صديقي ، ذهبتُ إلي بَيتي
| د) افعال مضارع معتل ناقصي كه مختوم واو بعد از ضمّه و مختوم به الف است، مثل : و يَدعُو... كه اين حالت در صيغه هاي (1و 4 و 7 و 13و 14)فعل مضارع معتل ناقص رخ مي دهد كه در حالت رفع اين صيغه ها اعراب تقديري دارند.
| ح) اسامي منقوصي كه در حالت جرّ و رفع ، نكره مي باشند ياء آنها بايد از آخرشان حذف شود و تنوين جرّ در حروف ماقبل آخر قرار گيرد، اين اسامي در اين حالت اعراب تقديري خواهند داشت: |  | جاءَ قاضٍ : «قاض ٍ» فاعل و مرفوع تقديراً. | اعراب محلي: | اين اعراب تنها براي اسامي مبني است زماني كه در جاي يك اسم معرب قرار گيرند، از طرفي براي جمله و شبه جمله نيز به كار مي رود كه به جاي اسم معرب مي نشينند.مثل: |  |
|