| تعداد بازديد تا كنون: 2037 بار |
| عنوان : حکمت مشاء 4 |
یکی از برهان های معروف در محال بودن تسلسل ، برهان فارابی است که می توان آن را یکی از دلایل فلسفی اثبات وجود خدا هم به حساب آورد . | این برهان به برهان اسدّ و اخصر – یعنی محکم ترین و کوتاه ترین دلیل در نفی تسلسل – معروف است . | در این برهان از اصل « تقدم علت بر معلول » استفاده شده است . این اصل بیان می کند که علت بر معلول خود تقدم وجودی دارد و معلول در مرحله و مرتبه ی بعد از علت قرار گرفته است ؛ یعنی ، وجود معلول ، مشروط به وجود علت است ، در صورتی که وجود علت ، مشروط به وجود معلول نیست . به بیان دیگر ، درباره ی « معلول » این شرط صادق است که « تا علت وجود پیدا نکند ، او وجود پیدا نمی کند » اما درباره ی « علت » این شرط صدق نمی کند که « تا معلول وجود پیدا نکند او وجود پیدا نمی کند » . حرف « تا » همان نشانه ی شرط است . | حال به این مثال توجه کنید ؛ فرض می کنیم یک گروه نظامی قصد حمله به دشمن دارد اما هیچ یک از نفرات ، حاضر نیست در این امر پیش قدم شود یا حتی با دیگران هم قدم باشد . به سراغ نفر اوّل که می رویم می گوید « تا » نفر دوم آغاز نکند ، من هم آغاز نخواهم کرد . نفر دوم نیز همین سخن را درباره ی نفر سوم می گوید و نفر سوم نیز نسبت به نفر چهارم و .......... . بدین ترتیب ، یک نفر هم پیدا نمی شود که بدون شرط اقدام به شروع حمله کند . آیا در چنین وضعی ممکن است حمله ای آغاز شود ؟ البته نه ؛ زیرا حرکت هر فرد مشروط به حرکت فرد دیگر است ؛ حرکت غیر مشروط یافت نمی شود و این زنجیره که همه ی اعضای آن عمل را به دیگری مشروط کرده اند ، هرگز اقدامی صورت نمی دهد . | اکنون اگر سلسله ای نامتناهی از علت ها و معلول ها را در نظر آوریم ، چون همه ی افراد این سلسله ، خود معلول علت بالاتر از خود هستند ، در نتیجه وجود هر کدام مشروط به وجود دیگری است که وجود آن به نوبه ی خود ، مشروط به دیگری است . تمام آن ها به زبان حال می گویند « تا » آن فرد دیگر ، وجود پیدا نکند ، ما نیز وجود پیدا نخواهیم کرد و چون این سخن بدون استثنا زبان حال همه ی افراد زنجیره است ، پس همه ی آن ها مجموعاً مشروط هایی هستند که شرط وجودشان یعنی « علتی که خود معلول دیگری نباشد » وجود ندارد ؛ پس این زنجیره هرگز وجود پیدا نخواهد کرد . | اگر زنجیره موجود شود ، به ناچار باید موجودی که خود معلول دیگری نباشد ( یعنی علتی که خود معلول علت بالاتری نیست ) در رأس این زنجیره قرار گیرد . بدین ترتیب ، برای موجود شدن زنجیره ، موجودی لازم است که وجود آن مشروط به وجود دیگری نباشد و سلسله با وجود او آغاز گردد . پدید آمدن زنجیره تنها و تنها در گرو وجود یک سر سلسله یعنی یک وجود نامشروط است که علت العلل یا علت نخستین نامیده می شود . او سرچشمه ی همه ی علت ها و معلول های دیگر است و وجودش ضامن تحقق زنجیره است ؛ بنابراین ، یک زنجیره ی موجود از علل و معلول ها قطعاً باید به یک علت العلل ختم شود که در این صورت نامتناهی بود . ( ص 35 و 36 و 37 ) |
|