| تعداد بازديد تا كنون: 2181 بار |
| عنوان : فقر وجودي |
حتماً آرای گوناگونی را که متکلمان و حکیمان در باب ملاك نیازمندی معلول به علت، ابراز داشته بودند به یاد دارید. متکلمان نظریه ی «حدوث» و حکیمان نظریه ی «امکان ماهوی» را برگزیده بودند. حكيمان با انتقاد به نظريه ي « حدوث » معتقد بودند كه یک معلول تنها از آن نظر که ماهیتی ممکن الوجود است و نسبت آن به وجود و عدم متساوی است، به علتی نیازمند است که آن را از تساوی خارج کند و به عرصه ی وجود وادار سازد. | اما در منظر اصالت وجود و تشکیک وجود این بحث سیمایی متفاوت پیدا می کند . نگرش اصالت وجود به جهان ریشه ی نیازمندی به علت را در ماهیت و امکان آن یعنی نسبت مساوی ماهیت به وجود و عدم جست و جو نمی کند بلکه آن را در حاق واقعیت، یعنی وجود و هستی آن می جوید. معلولیت و وابستگی موجودات ، ناشی از ضعف مرتبه ی وجود آن هاست. وابستگی و احتیاج در وجود ، ریشه در نقص و فقدان دارد. هر اندازه که موجودی از نظر رتبه پایین تر باشد و شدت وجودی کم تری داشته باشد، ناقص تر و در نتیجه وابسته تر به مراتب ما فوق خویش است. پس، ملاک نیازمندی معلول به علت را باید در ضعف و نقص مرتبه ی وجودی آن دانست. بر اساس این نظریه که به نظریه ی «فقر وجودی» معروف است، اگر وجودی در مرتبه ی خود از چنان شدتی برخوردار باشد که هیچ نقص و ضعفی در آن متصور نباشد، غنای ذاتی دارد و بی نیاز مطلق است؛ به تعبیر قرآن کریم «صمد» است و ماسوای او که همه در درجات مادون وجود قرار دارند ، نسبت به آن وجودِ بی نیاز و مطلق عین فقر و نیازمندی هستند. اوست علت حقیقی جهان و غیر او همه فقیر و محتاج و لذا معلول اند. | یا اَیُّها النّاسُ اَنتُمُ الفُقراءُ اِلَی الله و اللهُ هُوَ الغَنیُّ الحَمید. | ای انسان ها شما همه فقیر و محتاج به خداوندید و اوست که غنی و بی نیاز و ستوده است. طبق نظریه ی «فقر وجودی» - که از ثمره های عالی بحث اصالت وجود است - جهان هستی یک پارچه نیاز و تعلق به ذات الهی است و هیچ استقلالی از خود ندارد. اگر ذات الهی آنی پرتو عنایت خویش را باز گیرد، کل سلسله مراتب وجود محو و نابود می گردد و نور موجودات خاموش می شود . ملاصدرا می فرماید: | به هر جا دانه ای در باغ و راغی است | درون مغز او روشن چراغی است | بود نامحرمان را چشم و دل کور | و گرنه هیچ ذره نیست بی نور | بخوان تو آیه ی نور السموات | که چون خورشید یابی جمله ذرات | که تا دانی که در هر ذره ی خاک | يكي نوري است تابان گشته زان پاك | خداشناسی: در پرتو اصول حکمت متعالیه، شناخت فلسفی و عقلی نسبت به آفریدگار جهان به اوج خود می رسد. وجود، حقیقتی واحد در کل جهان هستی است. ذات الهی برترین و شدیدترین مرتبه ی وجود است؛ وجود او مطلق و نامتناهی است و به هیچ قید و شرطی مقید و محدود نیست. ذات حق جامع همه ی کمالات هستی است و کمالات او نامحدود است. | هر موجودی از آن جهت که بهره ای از وجود دارد، نشانه ای از وجود نامتناهی حق است اما همه ی موجودات در هر درجه و مرتبه ای که باشند ، عین فقر و نیاز هستند و هرگز شدت وجود آنها را با ذات حق نمی توان قیاس کرد . در نتیجه گویی نقص وجود آن ها پرده ای است که وجود نامتناهی حق را می پوشاند. | پرده ندارد جمال ، غیر صفات جلال |
نیست بر آن رخ نقاب، نیست بر آن مغز پوست
| يا : | حجاب روی تو هم روی توست در همه حال
| نهان ز چشم جهانی ز بس که پیدایی
| بنابراین، موجودات عالم همه از حیث وجود خود، ذات حق را نمایان می سازند و از حیث نقص و نیاز خود او را پنهان می کنند. | هوالاول و الآخر هو الظاهر و الباطن
| او هم اول است و هم آخر، هم ظاهر است و هم باطن .
| جهان جمله فروغ نور حق دان | حق اندر وی ز پیدایی است پنهان
| (صفحه ی 104 و 105 و 106)
|
|