امروز جمعه 15 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2122 بار
عنوان : مسائل فلسفه ي اولي

مسائل فلسفه ي اولی

آیا می توان برای موجود، صرفاً از آن حیث که موجود است احکام و قواعدی پیدا کرد؟ فیلسوفان می کوشند به این سؤال پاسخ دهند. مثلاً آنها با مشاهده ي تغییرات گوناگون در موجودات، از خود می پرسند آیا اصل هستي موجودات هم متغیر است؟ ما در علوم مختلف با تغییرات گوناگونی سر و کار داریم . جسم سردی که گرم می شود، شئ متحرکی که به حالت سکون می رسد، سیبی که سبز است و به سرخی می رسد و به اصطلاح «رسیده» می شود، اینها همه حکایت از تغییراتی می کند که در علوم مورد توجه و تغییر و تحقیق قرار می گیرد، سردی و گرمی در مبحث «حرارت» در علم فيزيك مطالعه مي شود و حركت و سكون در مبحث «مکانیک» و سبزی و سرخی سیب در علم «بیوشیمی» که ترکیبی از زیست شناسی و شیمی است مطالعه می شود، اما جای تحقیق و بررسی این سؤال که آیا هستی ثابت است یا متغیر، کجاست؟ درباره ي «هستی» سؤالهای دیگری هم می توان مطرح کرد. مثلاً می توان به تفاوت «هستی» و «چیستی» یا «وجود» و «ماهیت» در اشیاء توجه کرد. وقتی می گوییم سنگ وجود دارد، درخت وجود دارد، انسان وجود دارد از چیزهای مختلفی مانند سنگ و درخت و انسان صحبت می کنیم که همه وجود دارند. سنگ بودن و درخت بودن و انسان بودن «چیستی» یا «ماهیت» اشیاست. بحث وجود و ماهیت از مباحث مهم مابعدالطبیعه است.

یک بحث دیگر، بحث «علت و معلول» است. ما در طبیعت میان خیلی چیزها رابطه ي علت و معلول می بینیم. وقتی آتش آب را گرم می کند و یا خود ما تصمیم می گیریم و دست خود را به حرکت در می آوریم، در این موارد آتش علت گرمای آب است و خود ما علت حرکت دست ما، آیا این رابطه ي «علیت» به اصل هستی باز می گردد یا مربوط به یکی از خصوصیات هستی است و در نتیجه جای آن در یکی از علوم دیگر است. تحقیق در رابطه ي علت و معلول در اصل وجود، یکی از بحثهای فلسفه ي اولی است.

بحث «وحدت و کثرت» نیز یکی دیگر از بحثهای مابعدالطبیعه است. ما در میان موجودات عالم هم کثرت می بینیم و هم وحدت، اگر کثرت در کار نبود، اصولاً نمی توانستیم اشیاء را از یکدیگر تمیز دهیم و اگر وحدت در کار نبود هرگز نمی توانستیم میان اشیاء همانندی و مشابهت تشخيص دهیم و آنها را بر حسب همانندیهاشان دسته بندی کنیم و بر هر دسته نام واحدی بدهیم. (صفحه ی 12و 13)

نكات تستي مرتبط
تبيين عقلاني (2220) : معمولاً مردم زمانی که با اموری روبه رو می شوند که بر خلاف انتظار و عادت آنهاست و یا از عواملی ک...
ادراكات اعتباري (2200) : حکمای اسلامی تقسیم ارسطویی را درباره ی همه ی انواع علوم عقلی پذیرفته اند و حکمت و فلسفه را در حا...
مفاهيم اوليه (4381) : فرآیندهای برگشت پذیر , برگشت ناپذیر : در شیمی (3) خواندیم که در پیشرفت یک واکنش دو عامل انر...
مباني فلسفي علوم طبيعي (2323) : مبانی فلسفی علوم طبیعی اکنون می توانیم بگوییم که قلمرو پهناور علوم به کشتی غول پیکری شبیه ...
اولين ماهواره هاي سنجش از دور (2545) : اولين ماهواره هاي سنجش از دور به نام لندست(LANDSET) يا ماهواره هاي منابع زميني در سال 1972 توسط ...
لفظ فلسفه (1835) : لفظ فلسفه ریشه ی یونانی دارد. این لفظ معرَّب كلمه ي «فیلوسوفیا» است. فیلوسوفیا مرکب است از دو ک...
مسائل بهينه سازي (2114) : مسائلي از اين دست به مسائل بهينه‌سازي معروفند چرا كه در عمل مي‌خواهيم از حداقل مصالح و امكانات ب...
اولين قضيه بنيادي انتگرال (2696) : مشتق به عنوان نسبت تغييرات به كار مي رود، از طرف ديگر با داشتن مشتق مي توان اطلاعاتي را در رابطه...
نمایندگان مکتب مشاء1 (2126) : وی به عنوان زعیم همه ی فلاسفه ی مشا دراواخرعمرکتابی به نام "منطق المشرقین" تالیف کرد.این کتاب، خ...
ايزوتوپ (2444) : ايزوتوپ راديو اكتيو كربن 14 در تمام موجودات به مقدار كم يافت مي شود. اين ماده به طور مرتب در زم...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد