امروز جمعه 15 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2065 بار
عنوان : مرجع كليات

چند قضیه را در نظر می گیریم:

الف – حسن یک انسان است .

ب - پروین یک انسان است.

ج – رضا یک انسان است.

با اینکه حسن، پروین و رضا چند شخص مختلفند ، اما آنها در یک چیز مشترکند. یعنی یک «محمول» مشترک را که همان انسان است به همه ی آنها نسبت می دهیم. می دانیم که کلمه ی «انسان» یک تصور کلی است و ما برای شناخت حسن، پروین و رضا از این تصور کلی استفاده می کنیم . اما خود این تصور کلی انسان به چه چیزی دلالت می کند؟ شاید بگوییم این تصور دلالت می کند به این که همه روی دو پا ایستاده اند و دو دست آزاد دارند و یا همه سخن می گویند و ... ولی به نظر افلاطون این الفاظ کلی بر یک موجودات حقیقی در عالم مُثُل دلالت می کنند ، یعنی تصور کلی «انسان» اشاره به یک مثال انسان دارد که در عالم مثل قرار داشته و حسن و پروین و رضا و همه ی انسان های دیگر سایه ی او بشمار می روند و یا به عبارت دیگر همه ی انسان ها از مثال انسان بهره مند هستند. یعنی از دید افلاطون همه ی تصورات کلی از قبیل عدالت، زیبایی ، نیکی و .... دارای مرجع حقیقی هستند که آنها را باید در عالم مثل سراغ گرفت و تنها با یک سیر عقلانی است که می توان آنها را چنانکه هستند ادراک کرد. حس و تجربه فقط سایه های مثل را در جهان طبیعت درک می کند و از ادراک خود مثل که ثابت و یکسان باقی می مانند ناتوان است. (صفحه ی 46)

نكات تستي مرتبط
مرجع و متمم در مجموعه ها (2203) : ابتدا با تعاریف مجموعه های مرجع و متمم آشنا شوید. - مجموعه‌ي مرجع: وقتی زیر مجموعه های یک...
حروف ناصبه (1787) : حروف ناصبه: حروفي هستند كه بر سر فعل مضارع قرار مي‌گيرند و آن را منصوب مي‌كنند كه عبارتند از: [أ...
حال و ذوالحال (2514) : برای بهتر فهميدن مبحث حال ، نكات و قواعد مهم آن را با هم مرور می كنيم . حال و ذوالحال ...
جمع احتمالها (1792) : جمع احتمالها (منظور از «برآمد» در جملات زير همان «پيشامد» است) آزمايش پرتاب يک ت...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد