امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2550 بار
عنوان : جامد، مصدر و انواع مشتقات

جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.»

مصدر بر سه قسم تقسیم می گردد . 1- مصدر مجرد ، 2- مصدر مزید ، 3- مصدر میمی .

مصدر عبارت از اسمیست که به حالت یا کاری بدون زمان دلالت می کند مانند : حُسْنٌ .

اسم فاعل اسمیست که از فعل گرفته می شود و بر کسی یا چیزی که فعل از آن صادر می شود دلالت دارد مانند : کاتب «نویسنده».

اسم فاعل از فعل ثلاثی مجرد بر وزن فاعل می آید مانند : شاکر – شکر کننده.

و در غیر ثلاثی مجرد بر وزن مضارع معلوم با تبدیل نمودن حرف مضارع به میم مضموم و مکسور ساختن ما قبل آخر آن مانند : مُکْرِم – اکرام کننده .

اسم فاعل از ثلاثی مجرد بر وزن «فاعل» ساخته می شود و در غیر ثلاثی مجرد و مزید و رباعی مجرد به جای حرف مضارعه در اولین صیغه ی فعل مضارع و میم مضموم قرار می گیرد و در حرکت عین الفعل مکسور می شود.

اسم مفعول، عبارت است از صیغه ای که بر آنچه فعل بر آن واقع شده دلالت می نماید ، مانند «مکسور – شکسته شده ». و از فعل ثلاثی مجرد بر وزن «مَفْعُول» می آید، مانند «مَنْصُور» و از غیر ثلاثی مجرد بر وزن فعل مضارع مجهول با تبدیل نمودن حرف مضارع به میم مضموم بنا می شود، مانند: «مُکَرَّم» که از فعل مضارع مجهول يُكَرَّمُ گرفته شده است.

اسم مفعول تنها از فعل متعدی ساخته می شود که یا به نفسه متعدی است مانند مُستَخرَج یا بواسطه ي حرف جر متعدی شده مانند «مَغضُوبٌ عَلَیْهِ » .

اسم مکان و زمان از جمله مشتقها هستند یعنی از مصدر یا فعل گرفته می شوند.

اسم زمان اسمی است که بر زمان وقوع فعل دلالت می کند و مانند : «مَوْعِد – زمان وعده»

اسم مکان اسمی است که به مکان وقوع فعل دلالت می کند ، مانند : « مَعْبَد – پرستشگاه ».

اسم زمان و مکان از فعل ثلاثی مجرد در صورتیکه معتل الفاء بوده یا مضارع آن مکسور العین باشد ، بر وزن مَفعِل می آید مانند: (مَوْضِع، مجلس) و در غیر اینصورت بر وزن مَفْعَل می آید.

مانند : « مَشْهَد - جای شهود یا شهادت» - «مَنظَر - منظر گاه»

در فعل ثلاثی مزید ، اسم مکان هموزن اسم مفعول است مانند : مُخْتَبَر «آزمایشگاه » .

صفت مشبهه عبارت از صفتی است که از فعل لازم مشتق می شود و بر ثبوت دلالت می کند ، مانند : حَسَنٌ « زیبا » ، کریمٌ « بزرگوار ».

اسم مبالغه : اوزان مبالغه صفاتی است که صیغه ی اسم فاعلند و بر زیادتی صفت در موصوف دلالت می کنند و جز از ثلاثی ساخته نمی شود، هرگاه بخواهند نشان دهند صفتی بیش از حد در موصوف وجود دارد این صیغه را به کار می برند مانند «حاسد».

اوزان آن عبارتند از : فعّال ، مانند «ضرّاب» ، فعّالة مانند : «علّامة » مِفْعال مانند «مِقْدام » ، فِعّیل مانند «میّدین» ، مِفعیل ، مانند : «مِعْطیر» - فُعلَة ، سبان : « صُحْكَة » فَعِل ، مانند «حَزِر» فَعیل ، مانند « رَحیم »، فَعول مانند «کَذوب» فُعّال ، مانند : «کُبّار» - فاعُول مانند : «فاروق»، فاعلة مانند «راویَة » فَعُولة مانند «فروقَه » مِفعالة مانند «مِجْداقة» مِفْعَل مانند «مَحْرَب» فَیعُول مانند «قَیّوم».

اسم تفضیل از ثلاثی مجرد بر وزن «أَفْعلَ» و در مؤنث بر وزن ساخته می شود مانند حُسْنَی ، عُظْمَی .

فعل تفضیل عبارت است از صیغه ای که به وصف چیزی با زیادتی به غیر آن دلالت می نماید. مانند یُوسفُ اکبرُ منِ يُونسَ . یوسف از یونس بزرگتر است.

اسم تفضیل از فعلی بنا شود که ثلاثی و متصرف و معلوم و تام و قابل تفاضل باشد. و بر رنگ و عیب یا زینت و زیور دلالت نکند.

نکته :

هر گاه صفت مطلق از افعالی باشد که به رنگ یا عیب و زیور و زینت دلالت داشته باشد و بر وزن أَفْعل نباشد، در اینصورت اشکالی ندارد که صفت تفضیلی آن بر این وزن «أَفْعل» استوار گردد . مانند : « هذا أَقْبَحُ مِن ذاکَ و أشنَعُ فیهُ» چه آنکه صفت مطلق آنها « قبیحٌ و شنیعٌ » است.

اسم آلت : اسمی است که وسيله ي انجام فعل است مانند «مفتاح – کلید».

اسم آلت از فعل ثلاثی مجرد متعدی ساخته می شود 3 وزن دارد.

  1. مِفْعَل : مانند : مِبْضَع – نیشتر
  2. مِفعال : مانند : مِقراض – قیچی
  3. مِفعَلة : مانند: مِزمَلَة – بند کوچک آهنی
نكات تستي مرتبط
شکل فعل دوم و كاربرد مصدر با to (5156) : شكل فعل دوم: هرگاه در يک جمله دو فعل وجود داشته باشد، فعل اول تابع زمان جمله بوده و با توجه...
مفعول مطلق: (2535) : مفعول مطلق: مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات ان...
انواع گام ماژور (1800) : ماژور ديز دار: همانطور که مشاهده کرديد در اين تست ها براي ساخت گام ماژور ترتيب اضاف...
انواع فاعل (1627) : انواع فاعل : 1) اسم مرفوعي که بعد از فعل مي آيد را فاعل اسم ظاهر مي گويند : 2) ض
انواع اعراب (1711) : اعراب 3 دسته است: دسته اول : اعراب ظاهري اعراب ظاهري به دو دسته تقسيم مي شود.
انواع لا (1849) : انواع لا : لاي نهي: لايي که بر سر شش صيغه مضارع مخاطب مي آيد موجب مجزوم شدن فعل مي شود. ...
انواع دوربين‌ها (1415) : دوربين‌هاي قطع كوچك بر چند نوع اند: يك دسته از آنها كه به دوربين‌هاي كارگاهي (مينوكس) معرو...
انواع لنز (1519) : لنز وايد: هنگام استفاده از لنزوايد، تصوير حالت رئال و عادي و طبيعي خود را از دست داده و در ...
انواع كسر ميزان (1610) : انواع كسر ميزان : 1- ميزان ساده : ميزاني است که در آن ما بتوانيم هر ضرب را به 2، 4 ، 8 و ...
انواع كليد در موسيقي (1620) : در ابتدا بايد با خط حامل آشنا گرديم: خط حامل: خطي که بر روي آن و در ميان آن نت هاي موسيقي ن...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد