امروز دوشنبه 15 مهر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 3815 بار
عنوان : نظريه كوانتومي

نظریه کوانتومی: این نظریه توسط پلانک ارائه شد، نخستین نظریه از زنجیره نظریه هایی است که مبانی مکانیک کوانتومی را تشکیل می دهد.

تابش گرمایی: گسیل موج الکترومغناطیس از سطح جسم ها را تابش گرمایی می نامند.

طیف پیوسته: اگر بین طول موج هایی که در یک طیف وجود دارد، فاصله نباشد، طیف را پیوسته می نامند.

نکته: تابش گسیل شده از هر جسم به دمای آن و برخی از خصوصیات سطح آن بستگی دارد. همه طول موج ها از فروسرخ و مرئی و فرا بنفش بصورت یک طیف پیوسته وجود دارد.

در دماهای پایینی مانند دمای اتاق یا کمی بالاتر بیشتر تابش گسیل شده دارای طول موج هایی در ناحیه فروسرخ است، به همین دلیل ما نمی توانیم آنرا مشاهده کنیم.

هر چه دما بیشتر باشد، طول موج هایی که بیش از همه تابش می شود به تدریج از طول موج بلند به طول موج کوتاه تر و بطرف نور مرئی نزدیک می شود، وقتی به اندازه کافی دما بالا رود، نور قرمز گسیل می شود. در دماهای بالاتر، اجسامی مانند رشته تنگستن داغ درون لامپ روشن نور سفید (تمام طول موج های پیوسته نور مرئی) را گسیل می کند.

از سطح هر جسمی همواره انرژی تابشی گسیل می شود و مقداری از انرژی فرودی را جذب می کند یا از خود عبور می دهند.

ضریب جذب: نسبت انرژی تابشی جذب شده توسط جسم به انرژی فرودی را ضریب جذب آن می نامند.

نکته: ضریب جذب به ویژگی های سطح آن جسم بستگی دارد و برای طول موج های متفاوت یکسان نیست، (برای هر طول موجی ضریب جذب خاصی وجود دارد.)

نکته: همواره از یک کوچکتر است. و یکای اندازه گیری ندارد.

جسم سیاه: جسمی است که ضریب جذب آن یک باشد، یعنی تمام انرژی فرودی را جذب می کند.

شدت تابش: مقدار کل انرژی موج های الکترو مغناطیسي ای که در بازه زمانی یک ثانیه از واحد سطح آن جسم گسیل می شود، هر چه ضریب جذب بیشتر باشد شدت تابش بیشتر می شود یکای شدت تابشی می باشد.

جسم سیاه بهترین گسیلنده موج های الکترومغناطیس و بهترین جذب کننده ی این موج ها می باشد، جسم سیاه مانند یک جسم تو خالی و سوراخ ریز است، که موج تابشی از سوراخ ریز وارد شده و دیگر خارج نمی شود.

تابندگی : مقدار انرژی موج های الکترومغناطیسی با طول موج های بین که در واحد زمان از واحد سطح گسیل می شود.

نکته: تابندگی را با نشان می دهند و به دما بستگی دارد و یکای آن می باشد.

قانون ویلهلم وین: هر چه دمای جسم سیاه بیش تر باشد، بیشینه منحنی، یعنی طول موجی که با بیش ترین تابندگی گسیل می شود، به طرف طول موج های کوتاه تر می رود، علاوه بر این با افزایش دما، شدت تابشی کل گسیل شده بیش تر می شود.

T: دما بر حسب کلوین : طول موج مربوط به تابندگی بیشینه

ناتوانی فیزیک کلاسیک در توجیه نظری تابش جسم سیاه:

طبق پیش بینی فیزیک کلاسیک، مقدار انرژی تابشی گسیل شده با طول موج بسیار کوتاه، نامتناهی می شود. در شکل زير خط پر مربوط به اندازه گیری تجربی و خط چین، پیش بینی نظریه کلاسیکی است، مشاهده می شود که، نظریه کلاسیکی قادر به توجیه نتایج آزمایش تجربی نیست.

کمیت کوانتومی: کمیت های گسسته را کوانتومی می نامند مانند بار الکتریکی (q=ne).

نظریه پلانک درباره تابش: انرژی گسیل شده، مضرب درستی از یک مقدار پایه است و این مقدار به بسامد موج الکترومغناطیس بستگی دارد.

: بسامد نور گسیلی ، n تعداد کوانتوم

الکترون ولت: یکای دیگری برای انرژی می باشد، زیرا ژول يکای بزرگی است و در مباحث اجزای سازنده اتم ها، مناسب نمی باشد.

یک الکترون ولت، برابر است با تغییر مقدار انرژی یک الکترون تحت ولتاژ یک ولت است.

یک ژول برابر است با الکترون ولت.

ثابت پلانک بر حسب الکترون ولت ثانیه می باشد.

نكات تستي مرتبط
نظريه ي مُثُل (1875) : افلاطون پس از خرده گیری از عالم حسی و استدلال بر اینکه نمی تواند معرفت حقیقی باشد، برای رسیدن به...
نظريه نواري (1757) : ترازهای انرژی الکترون‌ها در جسم جامد، مقادیر انرژی ویژه‌ي خود را دارند. ترازهای انرژی ال...
انواع مكتب ها و نظريه هاي هنري (9273) : نئوکلاسیسم : این سبک در تقابل با ابتذال و انحطاط روکوکو و بهمراه کشف دو شهر پمپی و هرکولانی...
نظريه لوري - برونستد (2551) : بر اساس نظريه لوري و برونستد اسيد دهنده پروتون و باز گيرنده پروتون است. طي يك واكنش اسيد – باز...
هنر صدر مسيحيت (1220) : هنرصدر مسيحيت يا روم متأخر به دو دوره تقسمي مي‌شود: 1- قبل از رسمي شدن 2- بعد از ...
صداها در موسيقي (1150) : صداي انسان ها متفاوت مي باشد و هنگام خواند اين تفاوت بيشتر احساس مي گردد بعضي انسانها داراي صداي...
مدل‌هاي جغرافيايي 2 (1814) : در طبقه بندي مدل هاي جغرافيايي، سليقه ي محقق ملاك عمل است؛ با اين حال، در يك طبقه بندي اين مدل ه...
نظر علامه طباطبايي (1619) : شکی نیست که از لحاظ منطقی هیچ گاه نمی توان «باید» را از «هست» به دست آورد؛ مثلاً اگر در ذهن خود...
فقر وجودي (1602) : حتماً آرای گوناگونی را که متکلمان و حکیمان در باب ملاك نیازمندی معلول به علت، ابراز داشته بودند ...
پديده فتو الكتريك (2769) : پديده فوتو الکتريک: جدا کردن الکترون از سطح يک فلز توسط تاباندن نور بر آن را فتو الکتريک مي نامن...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد