| تعداد بازديد تا كنون: 1894 بار |
| عنوان : هنر صدر مسيحيت |
هنرصدر مسيحيت يا روم متأخر به دو دوره تقسمي ميشود:
| 1- قبل از رسمي شدن
| 2- بعد از رسمي شدن
| 1) قبل از رسمي شدن: هنر اين دوره به صورت مخفيانه ميباشد داراي دو شاخه ميباشد.
| الف- معماري: نوعي دالانهاي زيرزميني يا مقابر دخمهاي كه كاتاكوكب نام دارد و اينها نخستين نمونهي معماري مسيحي ميباشند.
| كاتومبها براي دو زمينه ساخته ميشود:
| 1- به منطور كليسا: بهترين نمنه كاتاكومب شهر روم.
| 2- به عنوان مقبره
| ب- نقاشي: براي تزئين كاتاكومبها از نقاشي استفاده ميشود. تكنيك اين نوع نقاشيها فرسك ميباشد. موضوع نقاشيها داستانهاي كتاب عهد عتيق يعني تورات و عهد جديد يعني انجيل ميباشد. در اين نقاشيها مسيح در هيبت يك چوپان است و از همان وسيلهي مصلوب كردن كه صليب نام دارد و چليپا نيز ناميده ميشود در دست دارد.
| 2- بعد از رسمي شدن: مربوط به هنر بيزانسي ميشود.
| روكوكو: در نيمهي دوم قرن 18م با عدم تمركز اشراف به مركزيت فرانسه جرياني در هنر شكل گرفت. به نام Rosallie به معناي سنگ ريزه شكل گرفت.
| نظريه پرداز و تئوريسن هنر روكوكو: لوپوتر كه بعدها تفكر لوپوتر توسط نيكا پنيتو ارائه شد و در معماري به كار گرفته شد. بعدها توسط آنتوان و اتو تفكرات اين نظريه پرداز وارد نقاشي شد. وي اولين كسي كه در سبك روكوكو كار كرد. (واتو)
| از ويژگيهاي تجسمي هنر روكوكو:
| 1- افراط در تزئينات و تجملات
| 2- رنگارنگ پر نقش و نگار
| 3- استفاده از خطوط رقصان و مواج و سيان گون
| 4- آزادي در بيان، تنوع در بيان
| 5- افراط گرايي
| از مضامين مورد استفاده در آثار روكوكو : نمايش صحنههاي خوش گذراني مادي – نمايش عشقهاي زيركانهي اشراف – نمايش زنان عريان، نمايش مضامين هجو پيش پا افتاده.
| هنر رنسانس: در قرن 14 م به مركزيت ايتاليا در فلورانس، رنسانس به وجود آمد. به معناي نو زايش كه يك واژهي توصيفي و تمسخر آميز ميباشد. از ويژگيهاي اين دوره:
| 1- استفاده از ويژگيهاي يونان و روم
| 2- انسان گرايي
| 3- فرديت گرايي
| 4- عقل گرايي
| 5- ناتوراليسم
| 6- مضامين مسيحي
| ويژگيهاي تجسمي آثار اين دوره:
| 1- استحكام ساختار تركيب بندي
| 2- استفاده از رنگهاي روشن و تابناك
| 3- تأكيد بر پرسپكتيو علمي و هنري
| 4- سايه روشن كاري
| 5- تأكيد بر فضا با فعال كردن عامل مكان
| رنسانس به سه دوره تقسيم ميشود:
| آغازين 14م: جوتو، چيمابوئه، مارتين، پينرانلو
| مياني 15م دورهي اول: آنجليكو – مازاتچو – اوچلو – دلافرانچسكا
| در پيكر تراشي: دوناتلو – ستي نيانو – گيلبرتي
| در زمينهي معماري: برونلسكي
| مياني 50 سال دوم: مانتينا – پروجينو – ليپي – بوتيچلي – وروكيو- آلبرتي – فيلارته
| مترقي م: داوينچي – رافائل – برامانته – كورجو – ميكل آنژ
| باروك: هنرمند باروك در قرن 17 م با تغيير در ساختار اجتماعي به مركزيت ايتاليا پديد آمد. اين واژه به معناي مرواريد غير غلتان يا مرواريد معوج ميباشد. ذات هنر باروك مثل مرواريد است. اين هنر كاملاً در گونه نيست از لحاظ عملكردهاي تجسمي بسيار پيشرفته بود. اين هنرمند حاصل ديدگاهي واقع گرا و مادي با مضامين مسيحي.
| احساس گرايي + (عقل گرايي – رنسانس) = باروك
| ويژگيهاي هنر باروك:
| 1- تجملي – تزئيني
| 2- پر از تحرك
| 3- رنگارنگ (پر نقش و نگار)
| 4- هنريست نشاط آور
| 5- اسراف كار
| 6- متعادل
| در اين دوره جامعه بين دو قطب متوليان كليسا و اشراف زادگان فرار داشت و تعادل بين اين دو موضوع باروك شد.
| خصوصيات تجسمي باروك: 1- عدم انسان گرايي،2- عدم آرمانگرايي، 3- احساس گرايي، 4- غلو در بيان، 5- القاي فضاي باز و ازاد با استفاده از زمان و فعال كردن آن براي القاي فضا، 6- استفاده از قدرت بياني فضاي پيرامون، 7- افراط گرايي
| از برجسته ترين هنرمندان اروپاي جنوبي:
| كاراواجيو – برنيتي – كاراتچي – بوروميني
| اروپاي شمالي: روبنس – ون دايك – هالس – رامبراند – ون رويسدال – ورمير – ولاسكوئز- سورباران – دلاتور – ون استاد – يان ون هويزم – نيكلاس پوسن
|
|