امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 1996 بار
عنوان : مفاعيل

مفاعيل

مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است.

انواع مفعول :

1- مفعول اسم ظاهر : فعل + فاعل + مفعول

2- مفعول ضمير متّصل : فعل + ضمير متّصل + فاعل

3- مفعول ضمير منفصل : مفعول + فعل + فاعل

4- مفعول اسم استفهام : اسم استفهام + فعل + فاعل

در زبان عربي مفعول‌ها شامل موارد زير است :

1- مفعولٌ به :

معمولاً بعد از افعال متعدي مي‌آيد. مانند :

  • مفعول‌به مي تواند ضمير متّصل نصبي و جري و يا ضمير منفصل منصوب و يا ديگر كلمات مبني باشد كه در چنين حالتي محلاً منصوب خواهد بود. مانند :
  • مفعول به مي تواند مقدّم بر فعل نيز گردد. مانند :
  • 2- مفعول مطلق :

    مصدري است منصوب و از جنس فعل جمله كه به دو شكل آمده است :

    1. تأكيدي
    2. نوعي يا بياني

    1- تأكيدي : كه هميشه يك كلمه‌اي است و معمولا در آخر جمله مي‌آيد و بر انجام فعل تأكيد مي‌كند.

    2- نوعي يا بياني = از جنس فعل جمله كه بعد از آن صفت يا مضافٌ اليه مي‌آيد.

    مفعول مطلق تأكيدي = فعل جمله + مصدر از جنس فعل

    مانند :

    مفعول مطلق نوعي = فعل جمله + مصدر از جنس فعل + صفت يا مضاف‌اليه

    مانند :

  • مصدر برخي افعال بدون آن كه فعل‌شان در جمله بيايد، به عنوان مفعول مطلق براي فعل محذوف شناخته مي‌شود به شرط آن كه جزء اركان اصلي جمله (مفعولٌ به، اسم حرف مشبّهة، و يا جزء افعال ناقصه و نظاير آن) نباشد. مانند = سمعاً ، طاعةً، شكراً، حمداً ، جداً ، سبحانَ ، رجاءً ، مهلاً ، ايضاً، معاذَالله، حتماً، اهلاً.
  • اگر مصادر فوق و صفحه‌ي قبل بعد از افعال ناقصه يا افعال ديگر بيايند مفعول مطلق نيستند .
  • 3- مفعول فيه :

    ظرف زمان يا مكان كه منصوب باشد، و زمان و مكان وقوع فعل را نشان مي‌دهد و مفهوم ( في : در ) را، با خود همراه داشته باشد، مفعولٌ فيه است .

  • اگر ظرف‌ها نقش ( جار و مجرور، يا مبتدا، و يا خبر يا ....) را بگيرند مفعولٌ فيه نيستند.
  • مهمترين ظروف زمان = اليومَ ، غداً ، امسِ ، الانَ ، حَتّي ، اذا ، مباحاً ، ليلاً ، نهاراً ، عشاءَ ، قبلَ ، بعدَ ،.... .

    مهمترين ظروف مكان = فوقَ ، تَحْتَ ، جَنْبَ ، عندَ ، وراءَ ، معَ ، أمامَ ، أينَ.

    مثال :

    اين دو مبحث آخر مخصوص داوطلبان رشته‌ي علوم انساني است.

    مفعولٌ له (لاِجله) = مصدري است كه علت وقوع فعل را مي‌رساند و معناي (به خاطر) مي‌دهد.

    معمولاً بعد از مفعول له يك جار و مجرور مي‌آيد. مفعول‌له از جنس فعل جمله نمي‌باشد. مفعول‌له حتما يك مصدر معنوي يعني احساسي و قلبي است كه بعضي از آنها عبارتند از: حياءً ، تكريماً ، احتراماً ، مجازاةً ، كراهةً ، رغبةً ، حَباً ، ..... مفعول له در جواب لِماذا يا لِمَ قرار مي‌گيرد.

    مفعول مطلق عددي : مفعول مطلقي است كه عدد و دفعات وقوع فعل را نشان مي‌دهد.

  • فعل جمله + مصدر از جنس فعل + عدد = طرقْتُ الباب طرقةً واحدهُ (مفعول مطلق عددي)
  • فعل جمله + مصدر از جنس فعل به صورت مثني يا جمع = طرقتُ البابَ طرقتينِ (مفعول مطلق عددي)
  • فعل جمله + مرةً يا مرتين يا مراتَ يا مِراراً = اصبتُ بالفشل مراراً (مفعول مطلق عددي)
  • باز هم يادآوري مي‌كنيم كه دو مبحث آخر (مفعول له و مفعول مطلق عددي) فقط مخصوص داوطلبان علوم انساني است.

    نكات تستي مرتبط
    اسامي غير منصرف (2126) : اسامي غير منصرف: 1- اسامي علم مونث: فاطمه 2- اسامي علم مذکر غير عربي: کوروش، فرعون،‌...
    اسم هاي منصرف و غير منصرف (2274) : اسم هاي منصرف و غير منصرف: مي دانيم که در زبان عربي 4 گونه اعراب براي کلمات وجود دارد: ...
    معرب و مبني (2110) : معرب به كلمه اي مي گويند كه حركت آخر آن تغيير كند مثل: اسم حَسن در مثالهاي زير: جاء حسنٌ...
    انواع اعراب (1712) : اعراب 3 دسته است: دسته اول : اعراب ظاهري اعراب ظاهري به دو دسته تقسيم مي شود.
    تجزيه و تركيب (3457) : تجزيه و تركيب : با توجه به اين كه تجزيه و تركيب در واقع كل قواعد آموخته شده مي‌باشد و اكثر ...

    جستجوي نكات تستي
    كليه مقالات

    جديدترين مقالات :

    لفيف مفروق و مقرون
    لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

    اعلال
    «ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

    اسم منسوب
    اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

    اسم مصغّر
    «اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

    مضافٌ اليه
    مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

      1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

    براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



    © كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد