امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2410 بار
عنوان : موصوف و صفت

صفت در زبان عربي به دو قسم است:

1) صفت مفرد

2) جمله وصفيه

صفت مفرد: اسمي است که حتماً مشتق مي باشد و در اين جا اسم فاعل، اسم مفعول، صفت مشبهة،‌اسم تفضيل و اسم مبالغه مي باشد.

اسم زمان و مکان و اسم آلت (ويژه رشته انساني) صفت واقع نمي شود.

صفت مفرد در 4 مورد تابع موصوف خود مي باشد:

1) از نظر جنس= (مذکر و مؤنث بودن) لذا دقت در مذکر و مؤنث بودن کلمه لازم است.

2) از نظر عدد= (مفرد مثني و جمع بودن) لذا بايد بتوانيم اسم هاي مفرد و مثني و جمع را تشخيص دهيم.

3) از نظر معرفه و نکره بودن= پس بايد اقسام معرفه را به خوبي بشناسيم.

4) از نظر اعراب= لذا بايد بر اقسام اعراب و علامت آن تسلّط داشته باشيم.

اگر موصوف،‌جمع غير عاقل باشد. صفت براي آن به صورت مفرد مونث يا جمع مؤنث مي آيد.

کُتُبٌ مفيدةٌ،کتبٌ مفُيداتٌ

مفرد، اعداد (1) و (2) در زبان عربي صفت هستند. کلمه هاي «واحد» «واحدةَ» اگر بعد از اسم مفرد بيايند صفت هستند و کلمه هاي «اثنان» «اثنَين» «اثنَتانِ» «اثنتَيْنِ» نيز اگر بعد از مثني بيايند، صفت هستند.

صفت، جمله وصفيّه: جمله وصفيّه جمله اي است که درباره اسمي (نکره) توضيح مي دهد، نکته مهم آن است که جمله وصفيه را با جملات ديگر اشتباه نگيريم.

الف) جمله حاليه= درباره اسمي معرفه توضيح مي دهد.

ب) جمله صله= جمله اي است که بعد از اسم موصول مي آيد و معناي آن را کامل مي کند.

ج) خبر= اعم (از خبر، خبر فعل ناقصه، خبر حروف مشبهه بالفعل) کامل کننده معناي جمله است و نمي توانيم آن را جمله وصفيه بدانيم.

(لذا، اگر جمله اي داشته باشيم و از ما بخواهند جاي خالي را به گونه اي کامل کنيم که جمله وصفيه بدست آيد بايد از کلمه نکره استفاده کنيم.)

نکات مهم ديگر

1) جمله وصفيّه در مقام ترجمه با حرف (که) ترجمه مي شود. به موارد زير دقت کنيد:

الف) اگر فعل اصلي جمله، فعل ماضي باشد و جمله وصفيّه به صورت زمان حال استفاده شود، جمله وصفيّه را غالباً به ماضي استمراري ترجمه مي کنيم.

ب) اگر فعل اصلي فعل ماضي باشد و جمله وصفيّه نيز ماضي باشد، جمله وصفيّه را غالباً به ماضي بعيد ترجمه مي کنيم.

2) جمله وصفيه داراي اعراب محلّي است و در اعراب خود از موصوف تبعيت مي کند.

3) از آنجا که صفت،‌در اعراب خود از موصوف تبعيت مي کند در ذکر اعراب آن از عبارت (بنابر تبعيّت= بالتّبعيّة)‌استفاده مي شود.

4) موصوف نقش نيست (همان گونه که مضاف نقش نمي باشد) و براي يافتن نقش آن بايد به جمله دقّت کرد، تشخيص نقش موصوف تاثير فراواني در کاربرد صحيح صفت دارد.

5) کلمه (ذو) اگر ميان دو اسم نکره باشد صفت است.

جاء رجلٌ ذو علمٍ (صفت)

6) اسم موصولي که قبل از آن اسم (ال) دار بيايد صفت است.

7) اسم هاي منصوب صفت هستند. رجلٌ کلّي (صفت)

8) اسم هاي (ال) دار و (مشتق)‌بعد از اسم اشاره و (ايهّا،ايتُهّا) صفت مي باشند.

9) مضافٌ اليه مي تواند، بين موصوف و صفت فاصله بيندازد.

عِباده الصّالِحينَ

10) در زبان عربي بر خلاف زبان فارسي ابتدا مضافٌ اليه و پس صفت مي آيد:

نكات تستي مرتبط
صفت ( نـَعـْت) (1869) : صفت (نَعْت) صفت يا نعت لفظي است که چگونگي اسم پيش از خود را بيان مي کند اسمي که صفت درباره...
مقايسه صفات (2867) : مقايسه‌ي صفات مقايسه‌ي صفات در سه سطح صورت مي‌گيرد. 1- در سطح برابري: هرگاه بخواهيم
صفت فاعلي / مفعولي (2994) : صفت فاعلی / مفعولی: 1- صفت فاعلی : با افزودن پسوند ing به آخر فعل ساخته می شود. (خسته...
كاربرد اسم به عنوان صفت (2124) : کاربرد اسم به عنوان صفت: گاهي اوقات مي‌توان از يک اسم به عنوان صفت براي توصيف اسم ديگري است...
كاربردهاي So/ such / too / enough (2838) : كاربردهاي So/ such / too / enough " So " So قبل از صفت يا قيد مي آيد و سپس از آن كلمه‌...
جامد و مشتق (2799) : جامد و مشتق شناخت اسم از لحاظ (جامد و مشتق بودن) از بحث‌های مهم، در تجزیه و ترکیب می‌باش...
عطف بيان (1749) : عطف بيان اسم جامدي است كه بعد از اسم ديگري بيايد و توضيحي درباره‌ي آن بدهد. مثال: جاء صدي...
انواع اسم‌هاي غير منصرف 1 (1788) : 1) اسم‌هاي منتهي به ال تأنيث: اگر در آخر اسمي تأنيث (مقصوره يا ممدوه) باشد، آن اسم غير م...
پسوند قيد حالت ly- (2255) : نکته ها:بيشتر قيدهاي حالت با افزودن پسوند ly- به آخر صفت ساخته مي شوند. توجه داشته با...
جامد، مصدر و انواع مشتقات (2551) : جامد : اسم جامد به اسمی اطلاق می شود که از اصل فعل گرفته نشده باشد مانند : «رَجُلْ – دِرْهَمٌ.» ...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد