امروز دوشنبه 15 مهر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 1617 بار
عنوان : تقسيم‌بندي سازهاي بادي

سازهاي بادي به دو دسته تقسيم مي‌گردند:

1) سازهاي بادي چوبي Wood wind

2) سازهاي بادي برنجي يا مسي Brass wind

اين تقسيم‌بندي بر اساس جنس بدنه‌ي ساز و زنگ صوتي ساز (سونوريته) مي‌باشد.

1- سازهاي بادي چوبي: مثل كلارينت، كلارينت باس – فلوت – پيكولو – ابوآ – ني – ني‌انبان – سُرنا – دوزوله – شمشال – كر‌انگله – كنترفاگوت.

2- سازهاي بادي برنجي يا مسي: كرنت – ترومپت – ترمبون – توبا – سوزافون – يوفونيم – هورن – بوكل – شيپور.

در تقسيم‌بندي سازهاي بادي نوع ديگري تقسيم بندي وجود دارد و بر اساس شكل به وجود آمدن صدا از دهانه‌ي ساز مي‌باشد كه به 7 گروه تقسيم مي‌گردد.

1- سازهاي بادي بدون زبانه (Blow hole): در اين سازها صدا به وسيله حفره يا سوراخي براي دميدن در آن تعبيه شده و با تغيير فاصه لبها و فشار هوا به صدا در مي‌آيد.

مانند: فلوت – پيكولو – ني – بن فلوت – شمشال.

2- سازهاي بادي داراي قميش يك زبانه‌اي (Single reed): در اين سازها يك قطعه چوب نرم و نازك به نام قميش سرساز بسته مي‌شود و با لرزش و ارتعاش آن هنگام دميدن هوا در آن به صدا در مي‌آيد.

مانند: كلارينت – ساكسيفون – كلارينت باس – دوزوله.

3- سازهاي بادي با قميش دو زبانه (Double reed): در اين سازها دو زبانه از جنس ني روي هم بسته مي‌شوند به صورتي كه انتهاي بالاي آنها كمي از هم فاصله دارند.

به قميش آنها آنش گفته مي‌شود.

مانند: ابوآ – كرانگله – فاگوت – كنترفاگوت – سُرنا.

4- سازهاي بادي بادهاني سوتي‌شكل (Whistle Mouthpiece): دهان اين سازها مثل سازهاي قميش دار لرزنده نيست و ثابت مي‌باشد. مثل ريكوردر – سوت‌ها.

5- سازهاي بادي با دهانه‌ي جامي شكل (Cup Mouth piece):

دهانه اين سازها به شكل cup يا جام مي‌باشد. در اجراي اين سازها لب‌ها و زبان نوازنده نقش مهمي ايفا مي‌كند.

مانند: كرنت – ترومپت – بوكل – سوزافون – توبا – فرمبون – فرنج هورن – يوفونيسم – شيپور – بالابان.

6- سازهاي بادي قميش آزاد (Free reed): در اين سازها قميش ساز آزاد مي‌باشد.

مثل: هارمونيم – هارمونيكا – ملوديكا – آكوردئون.

نكته:

سازهايي مثل ملوديكا، آكاردئون و ارگ بادي از جمله‌ سازهاي شستي‌دار نيز مي‌باشند.

7- سازهاي بادي آزاد (Free airophones): در اين سازها دهان نوازنده، در ايجاد صوت مؤثر است ولي فاقد قميش يا شستي مي‌باشند.

مثل: زنبورك (Buzzeres)

نكات تستي مرتبط
تقسيم بندي مواد (4259) : تقسيم بندي مواد : مواد را مي توان به صورت زير تقسيم بندي کرد: ماده ي خالص: به ماده
انواع ساز (1453) : به طور كلي سازها به 4 دسته بزرگ تقسيم مي‌شوند كه هر دسته نيز داراي تقسيمات خاص خود مي‌باشد. ...
صداها در موسيقي (1150) : صداي انسان ها متفاوت مي باشد و هنگام خواند اين تفاوت بيشتر احساس مي گردد بعضي انسانها داراي صداي...
دو مثلث متشابه (1845) : در دو مثلث متشابه، نسبت محيط با نسبت تشابه برابر است. در دو مثلث متشابه نسبت مساحت ها...
معرب و مبني (1701) : معرب به كلمه اي مي گويند كه حركت آخر آن تغيير كند مثل: اسم حَسن در مثالهاي زير: جاء حسنٌ...
فواصل مطبوع و نامطبوع (957) : اساساً فواصل را به دو دسته تقسيم بندي مي‌کنند . 1– مطبوع يا ملايم ( Consonant) 2...
اقليم شناسي (1909) : اقلیم شناسان با استفاده از معیارهای مختلف، نواحی اقلیمي ‌جهان را بررسی و تقسیم بندی کرده‌اند. یک...
انحلال مولكولي و يوني (4475) : انحلال مولكولي و يوني انحلال مواد به دو صورت ممكن است انجام پذيرد : الف ) انحلال مول...
انواع زاویه و مثلث ها (2982) : انواع زاويه: زاويه ي نيم صفحه: زاويه اي که اضلاع آن در امتداد يکديگر باشند يا به عبارتي ا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد