امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 1628 بار
عنوان : جمع احتمالها

جمع احتمالها

(منظور از «برآمد» در جملات زير همان «پيشامد» است)

آزمايش پرتاب يک تاس را در نظر بگيريد. شش برآمد هم شانس 1، 6،5،4،3،2 براي اين آزمايش وجود دارد، يعني فضاي نمون اي 6 عضو دارد. پيشامدهاي زير را تعريف مي کنيم:

A: آمدن عدد 2

B: آمدن عدد 6

C: آمدن عدد زوج

D:‌آمدن عدد کوچکتر از 4

هر کدام از اين پيشامدها مجموعه اي از يک يا چند برآمد هستند. در واقع

چون پيشامدها زير مجموعه هاي فضاي نمونه اي هستند، پس فضاي نمونه اي مجموعه مرجع اين پيشامدها است. به روش نمودار ون، فضاي نمونه اي S را به صورت يک مستطيل بزرگ و پيشامدها را به صورت شکلهايي در داخل آن نشان مي دهيم. پيشامدهاي D,C در نمودار زير نشان داده شده اند:

چون شش برآمد هم شانس وجود دارد، . در پيشامد «آمدن يک 2 يا يک 6» دو برآمد وجود دارد:

در اين مثال مي بينيم که

آيا اين رابطه براي هر دو پيشامد دلخواه برقرار است؟‌

پيشامدهاي D,C در بالا را در نظر بگيريد. پيشامد «C يا D» يعني شامل همه برآمدهاي موجود در C يا D يا هر دوي آنها است، يعني

(آمدن عدد زوج يا عددي کمتر از 4 ) p =

(آمدن 6،4،2 يا آمدن 3،2،1)P=

بنابراين، در هر برآمدي به جز 5 وجود دارد. از اين رو دقيقاً 5 برآمد مجزّا وجود دارند که اين پيشامد را تشکيل مي دهند، زيرا در تعيين تعداد اعضاي يک مجموعه، اعضاي تکراري را فقط يکبار مي شماريم، بنابراين

از طرف ديگر مشاهده مي کنيم که كه برابر است با . پس در اين مثال، . علت اين هماهنگي را بررسي مي کنيم:

در پيشامد 3C برآمد و در پيشامد D نيز 3 برآمد وجود دارند ولي در

، 5 برآمد وجود دارند. برآمد 2 هم در C است و هم در D، ولي بايد دقت کنيم که هر برآمد را دقيقاً يک بار بشماريم. هنگام محاسبه ، اين برآمد را دو بار به حساب مي آوريم پس بايد يک بار آن را کم کنيم يعني بايد احتمال پيشامد «D,C» يا را از مجموع فوق کم کنيم، به اين ترتيب

اين با نتيجه اي که قبلاً براي به دست آوريم هماهنگي دارد. اين مطلب ما را به قانون جمع احتمالها هدايت مي کند يعني براي دو پيشامد D,C

اين رابطه براي پيشامدهاي B,A در بالا نيز برقرار است زيرا B,A هيچ گاه همزمان رخ نمي دهند، يعني رخ دادن پيشامد غير ممکن است. چون احتمال رخ دادن پيشامدهاي غير ممکن صفر است، پس و

نكات تستي مرتبط
ضرب احتمالها (1677) : ضرب احتمالها،‌پیشامدهای مستقل و وابسته دو پیشامد B,Aرا به صورت زیر در نظر بگیرید: ...
اسم از نظر عدد (2111) : اسم از نظر عدد به مفرد، مثنی و جمع تقسیم می شود، مفرد آن است که برای تک و واحد استعمال می شود مث...
آهنگ رشد (2117) : جمعيت ناحيه اي را در نظر بگيريد. اگر هيچ مهاجرت يا كوچي در آن وجود نداشته باشد درصد افزايش جمعي...
ساده كردن جمع و تفريق كسرها (1839) : برای ساده کردن کسرها ابتدا صورت و مخرج را در صورت امکان، با استفاده از فاکتور گیری، یا اتحادها، ...
توان‌هاي محيطي (1948) : توان‌های محیطی نواحی گرم و خشک: 1- ساعات آفتابی زیاد: گردشگران نواحی مرطوب علاقه مندند که...
مشخصات صرف معتلات (1658) : مشخصات صرف معتلات مثال: ماضي: مانند فعل صحيح صرف مي‌شود. مضارع: حرف ع
اعداد حقيقي 5 (2320) : اجتماع مجموعه اعداد گویا و گنگ مجموعه بزرگتری را تشکیل می دهد که به مجموعه اعداد حقیقی موسوم است...
فعل مضاعف (1767) : فعل مضاعف: به فعلی گویند که دو حرف اصلی آن از یک جنس باشند مثل مَدَّ «مدد» ، ظنَّ «ظنن» ، ...
بررسي پيشامدها و احتمال ها (2175) : گاهي در هنگام بررسي پيشامد ها و احتمالهاي آنها، احتمال رخ دادن پيشامد نيز مورد نظر است. اگر c يك...
ماهيت و قلمرو دانش جغرافيا 1 (2142) : جغرافيا داراي سه شاخه است: 1 - جغرافياي طبيعي شامل: جغرافياي خاكها (خاك شناسي)، جغرافياي زي...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد