امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2539 بار
عنوان : مفعول مطلق:

مفعول مطلق:

مصدر منصوبي از جنس فعل جمله است كه به منظور تأكيد يا بيان نوع يا تعداد دفعات انجام فعل به كار مي‌رود. قسم اول را « مفعول مطلق تأكيدي » ، قسم دوّم را « مفعول مطلق نوعي » و قسم سوم را « مفعول مطلق عددي » مي نامند.

1) مفعول مطلق تأكيدي :

اگر مصدر تنها به كار رود و بعد از آن صفت يا مضاف‌اليه نيايد، آن را « مفعول مطلق تأكيدي » مي‌نامند.

مثال: سـَعي عليٌّ سعياً (علي به شدت تلاش كرد)

مفعول مطلق تأكيدي معادل قيدي تأكيدي در فارسي است از اين رو آن را با قيدهايي مانند: شديداً: به شدت، به سختي و... ترجمه مي‌كنيم.

2) مفعول مطلق نوعي :

اگر مصدر با صفت يا مضاف‌اليه به كار رود، «مفعول مطلق نوعي» نام دارد. مثال: نمِتُ نوماً قليلاً (اندكي خوابيدم)

«قليلاً» براي «نوماً» صفت و «نوماً» مفعول مطلق نوعي است.

3) مفعول مطلق عددي :

مفعول مطلق گاهي براي بيان دفعات انجام فعل به كار مي‌رود اين نوع مفعول مطلق را «مفعول مطلق عددي» مي‌نامند.

مثال: دُرتُ تحولَ البيتِ دَوْرَتَيْنِ (دوبار دور خانه چرخيدم)

در مثال بالا «دَوَرَتَيْنِ» مفعول مطلق عددي است، زيرا تعداد دفعات انجام فعل را بيان مي‌كند.

نكته:

مفعول مطلق عددي معادل قيد عددي در فارسي است.

4) مفعول مطلق نيابي ( جانشينان مصدر )

اگر چه مفعول مطلق معمولاً مصدر است، امّا گاه كلمه‌هاي ديگري به جاي مصدر به كار مي‌روند و نقش مفعول مطلق مي‌گيرند. مهم‌ترين جانشينان مصدر عبارتند از:

1) صفت، مانند: إحترمتُه أعظمَ الاحترامِ (بي نهايت به او احترام گذاشتم)

2) اسم اشاره، مانند: إحترمتُه هذا الاحترامُ (اين گونه به او احترام گذاشتم)

3) كلمه‌هاي «كُلّ، بعض، أيّ» كه به مصدر اضافه شده باشند؛ مانند:

إحترمتُهُ كلَّ الاحترامِ ( به او كاملاً احترام گذاشتم )

إحترمتُهُ بَعضَ الاحترامِ ( تا حدي به او احترام گذاشتم )

إحترمتُهُ‌اي احترامٍ ( به او كاملاً احترام گذاشتم )

نكات:

1) مفعول مطلق گاه به تنهايي جانشين فعل و فاعل مي‌شود.

مثال: شكراً: سپاسگذارم، سبحان الله: خدا را منـزه مي‌شمارم.

در اين دو مثال، «شكراً» جانشين «أشكُرُ و «سبحانَ» جانشين «اُسبّحُ» است.

2) شبه فعل‌ها مي‌توانند مانند فعل، مفعول مطلق داشته باشند. مثال:

در جمله‌هاي بالا «سائراً» «اسم فاعل» و «مرسومةٌ» «اسم مفعول» هستند و كلمه‌هاي «مسيرَ» و «رسماً» مصادر منصوبي از جنس آنها مي‌باشند، از اين رو مفعول مطلق محسوب مي‌شوند.

نكات تستي مرتبط
مفعولٌ فيه و مفعولٌ معه (2359) : مفعول فيه اسمهايي كه مكان و زمان وقوع فعل را مي رسانند و متضمن معني" في" هستند مفعول في...
مفاعيل (1996) : مفاعيل مفعول : مفعول اسمي است، كه بعد از فعل و فاعل مي‌آيد و نشانه آن است. انواع ...
مفعول له (مفعول لِأجله) (1947) : مفعول له (مفعول لِأجله) مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را نشان مي‌دهد. م...
مفعول مطلق (2349) : مفعول مطلق مصدر منصوبي است كه غالباً همجنس فعل بوده و براي بيان نوع ، تعداد يا تأكيد فع...
مفعول به ( 1 ) (2064) : مفعول به : مفعول به اسم منصوبي است كه بعد از فعل متعدي مي آيد و فعل بر آن واقع مي شود : ...
مفعولٌ له (2073) : مفعول له: مصدر منصوبي است كه علت انجام فعل را مي رساند، و در جواب لماذا " براي چه " مي آيد:
صفت فاعلي / مفعولي (2995) : صفت فاعلی / مفعولی: 1- صفت فاعلی : با افزودن پسوند ing به آخر فعل ساخته می شود. (خسته...
فعل‌هاي چند مفعولي (1562) : فعل‌هاي چند مفعولي و افعال قلوب «فعل‌هاي تصيير» فعل‌هايي هستند كه به معني گرداندن، تبدي...
مفعول به ( 2 ) (1505) : «مفعول به» مفعول به اسم منصوبی است که کار بر آن واقع می شود و معنای جمله را تمام می کند ما...
مفعول‌فيه (ظرف): (1988) : مفعول‌فيه (ظرف): «مفعول‌فيه» يا «ظرف» اسم زمان يا مكاني است كه نشان‌دهنده زمان يا مكان انجا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد