امروز شنبه 2 آذر 1387

 

 
 



 
Red Pink Green Brown BlueLight Blue BlueDark



تعداد بازديد تا كنون: 2280 بار
عنوان : اعلال و اقسام آن

«اعلال»‌ :

تغییراتی که در فعل معتل برای سهولت تلفظ صورت می گیرد را اعلال می گویند.

اقسام اعلال:

1) اعلال به قلب : هرگاه حرف عله به حرف عله دیگر یا به حرف (الف) تبدیل شود به آن «اعلال به قلب» گویند.

2) اعلال به اسکان: با ساکن نمودن حرف عله صورت می کیرد.

یا به انتقال حرکت حرف عله به حرف ما قبل انجام می گیرد.

3) اعلال به حذف: که حرف عله در آن حذف شده است.

نكات تستي مرتبط
شناخت فعل و اعلال (2802) : شناخت فعل فعل صحيح : فعل معتل :
فعل ناقص: (3128) : فعل ناقص: به فعلي گفته مي‌شود که سومين حرف اصلي آن حرف عله «و» يا «ي» باشد به اين ترتيب ...
اعلال (3172) : «ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال ...
اجوف (2303) : فعل اجوف: فعلي است که دومين حرف اصلي آن عله باشد. - ماضي اجوف: در ماضي أجوف از صيغه ي...
اقسام اعراب (2) (1655) : اقسام اعراب: اصلي : در اين حالت حرکتهاي ضمه و فتحه و کسره و سکون را در آخر کلمه مي بينيم....
اقسام خبر (2420) : خبر: مرفوعي است كه حالت يا كاري را براي مبتدا گزارش مي دهد و معني جمله را كامل مي كند. اقس...
اقسام جمله (2163) : جمله بر 2 نوع است: 1- جمله اسميه 2- جمله فعليه جمله اسميه كه با اسم آغ
اقسام مشتق (3448) : اقسام مشتق: 1)اسم فاعل: به انجام دهنده ی کار گفته می شود مانند: کاتب و ضارب... اسم فاعل از ...
اقسام اعراب (2126) : اقسام اعراب: اعراب از نظر ظهور حركات در پايان كلمه بر چهار گونه است : اعراب اصلي ، اعراب ف...
خبر و اقسام آن (1996) : خبر : مرفوعي است كه حالت يا كاري را براي مبتدا گزارش مي دهد و معني جمله را كامل مي كند. ا...

جستجوي نكات تستي
كليه مقالات

جديدترين مقالات :

لفيف مفروق و مقرون
لفيف مفروق: فعل معتلي است در حرف عله نزديک به هم داشته باشد. مثل: لفيف مفروق ترکيبي از مثال و ناقص مقرون ترکيبي از اجوف و ناقص است در لفيف مفروق قوانين مثال و ناقص را اجرا مي کنيم، امّا در

اعلال
«ودع» يک فعل معتل است از نوع مثال: (فعل معتلي است که اولين حرف اصلي آن حرف علّه باشد. مثال يا واوي است و يا «يايي» فعل هاي مثال واوي داراي دو وزن بيشتر نيستند. يا «فَعَلَ» «يفْعِلُ» که اکث

اسم منسوب
اسم منسوب: اسم منسوب اسمي است که بر نسبت دادن اسمي به اسم ديگر دلالت مي کند، مانند: نسيمُ ربيعيٌّ : نسيم بهاري (ربيعيٌّ: اسم منسوب است که «نسيم» را به «ربيع» نسبت داده ايم.) ساختن ا

اسم مصغّر
«اسم مصغّر» اسمي که مفهوم خُردي و کوچکي را برساند «اسم مُصَغَّر» ناميده مي شود. اسم مصغّر براي بيان کوچکي، نزديکي مکاني يا زماني، ابراز محبّت يا توهين يا تحقير يک فرد نيز به کار مي رود. «س

مضافٌ اليه
مضافٌ اليه مضاف اليه اسمي است که در پي اسم ديگري (مضاف) بيايد و آن اسم بدان نسبت داده شود، مانند: کتابُ عليٍ، قلمُ سعيدٍ. در اين مثال، «علي» و «سعيد» مضاف اليه اند و کلمه هاي «کتاب» و «قلم» به آ

  1     2     3     4     5   صفحه بعد ... صفحه آخر

براي استفاده از ساير امكانات پارسي تست، عضو پارسي تست شويد.



© كليه حقوق اين نرم افزار متعلق به شركت ارتباطات راهبردي پارسيان و آموزشگاه الكترونيك کنکور پارسي تست مي باشد